محمد بن حسين البيهقي
1051
تاريخ بيهقى ( فارسي )
( 12 ) - پيشباز : استقبال ، پيشواز ( 13 ) - شبان روزى : لغت اصطلاح زراعتى است كه ملك را بشبان روز تقسيم مىكنند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ص 940 ( 1 ) - مجرود : آنكه پوست از وى دور كرده باشند ، اسم مفعول از جرد بفتح اول و سكون دوم پوست بردن از چيزى به چيزى ( نقل از منتهى الارب ) - شايد مجرود مجازا در اينجا پرداخته و صيقلى باشد ( 2 ) - مخروط : تراشيده ، اسم مفعول از خرط بفتح اول و سكون دوم ( 3 ) - بمرد : جان سپرد ، بيهقى « فعل » را با مردم بمعنى اهالى و سكنه چنان كه ملاحظه مىشود گاه به صورت مفرد آورده است ( 4 ) - علف : توشه مردم و خورش ستور ( 5 ) - و : در اينجا بمعنى « با » به كار رفته است ، فردوسى فرمايد : خرد تيره و مرد روشن روان * نباشد همى شادمان يكزمان ص 2 ج 1 شاهنامه ، چاپ بروخيم ( 6 ) - غرائب : بفتح اول جمع غريبه بمعنى هر چيز نادر و شگفتآور ( 7 ) - اسكدار : بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم كيسهء حاوى نامهها ( 8 ) - پيش برد : ظاهرا يعنى پيشخدمت مخصوص يا منشى خاص بحضور برد ( 9 ) - مىخواند : شايد بخواند ( 10 ) - اند : بفتح اول و سكون دوم عددى ميان سه و نه ( 11 ) - قفيز : بفتح اول و كسر دوم و سكون سوم پيمانهايست به قدر هشت مكوك ( بفتح اول و تشديد دوم پيمانهايست كه در آن يك صاع و نيم گنجد ) نقل باختصار از لغتنامهء دهخدا ( 12 ) - كندو : بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم خمرهء گلين براى نگاهدارى غله ( 13 ) - پشيز : بفتح اول و كسر دوم پول خرد مسين يا برنجى باصطلاح پول سياه ( 14 ) - تركان : ظاهرا تركمانان ( 15 ) - نفاقى مىزد : بكسر اول دوروئى و تزوير مىكرد ( 16 ) - معنى جمله : بو سهل حمدوى پاى مسعود ليث را به ميان كشيد ( 17 ) - خدمتى كند : پيشكش يا خدمتانهاى بدهد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 288 شمارهء ( 17 ) ( 18 ) - خط بداد : ( بو سهل ) نوشته داد ( 19 ) - وى : مرجع ضمير بو سهل حمدوى ( 20 ) - شغل نشابور : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « ظاهرا مراد از شغل نيشابور همان مسئله اموالى است كه از نشابور به قلعهء ميكائيلى برده بودند ، چنان كه گذشت » ( 21 ) - ميته : نام شخصى بوده است ؟ شايد : مقدمى ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ص 941 ( 1 ) - بدرقه : رهنما و نگاهبان قافله ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 505 شمارهء ( 22 ) ( 2 ) - خط : نوشته و فرمان ( 3 ) - طراز : بفتح اول روش و قاعده و كتابت و خطى كه نساجان بر طرف جامه نگارند ( 4 ) - طيلسان : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم رداء و فوطه ويژهء قضات و خطباء معرب تالشان ( 5 ) - دراعه : بضم اول و تشديد دوم جبهء پيشباز ( 6 ) -