محمد بن حسين البيهقي
1043
تاريخ بيهقى ( فارسي )
مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « لفقدانه . شعر در يتيمه منسوب است به هرثمى ابيوردى و جزء قطعهايست مشتمل بر سه بيت » ( 8 ) - معالى : بفتح اول جمع معلاة بمعنى بزرگى و بلندى قدر ( 9 ) - نمود : نشان داد ( 10 ) - خطبه : مراد از خطبه گويا همين فصل رثائى است كه در ذيل مىآيد و معنى جمله هم ظاهرا اين است كه با پايان يافتن اين فصل دوران بو نصر درين تاريخ نيز به پايان رسيده است يعنى ديگر ذكرى ازو نخواهد شد لذا قلم را الخ . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 11 ) - چون : شايد « چنان » ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 12 ) - تشفى : تسكين و آرامش يافتن و شفا جستن ، مصدر باب تفعل ( 13 ) - انديشه كردم : در اين مورد بيشتر « انديشه نكردم » گفته مىشود ( 14 ) - مانستى : ماننده و شبيه بود ، مصدر آن مانستن بمعنى شباهت داشتن ( 15 ) - مظفر قاينى : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « در يتيمه ج 1 ص 164 اين شخص را ابو القاسم المظفر بن على الطبسى ناميده . . . » ( 16 ) - متنبى : شاعر معروف عرب ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 681 شمارهء ( 2 ) ص 930 ( 1 ) - معنى ابيات عربى : خداوند گلهء اين روزگار را نچراند ( به كنايه يعنى نفرين بر روزگار ) كه ما را مصيبت و بلائى رساند در ( از دست رفتن ) چنين سخنگزارى زبانآور ، مردم دوم متنبى را نديدند ، چه دومى براى يگانهء زمان ديده مىشود ؟ از نظر نفس بلندمرتبهء خود در ارجمندى و با بزرگمنشى توانمندى بود ، به سخن پيامبر بود ولى معجزاتش در معانى نمايان شد ( 2 ) - ابو العباس ضبى : از شعراى معروف صاحب است و اين قطعه بنام او در يتيمه ج 3 ص 117 مذكور است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 3 ) - معنى دو بيت : اى درگاه چرا اندوه بر تو چيره آمد ، كجا مىباشند پردهداران و پردهسرا ، كجاست آنكه روزگار از وى در بيم بود ، پس او اكنون در خاك خاك شده است ( 4 ) - بو نواس : شاعر معروف عرب زبان درگذشته به سال 199 هجرى ( 5 ) - معانى ابيات : چه بسيار چهرهء برگزيده و اى بسا جمال لطيف كه در خاك نهان است ، اى بسا دورانديشى و دليرى و بالاى راست كه در خاك نهفته است ، هان هر زندهاى ميرنده و زادهء ميرنده است و نژادهء اصيل در ميان هلاكشدگان - دربارهء بيت سوم مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « . . . در ديوان و در جاهاى ديگر كه اين بيت را ذكر كردهاند چنين است : ارى كل حى هالكا و ابن هالك * و ذا نسب فى الهالكين عريق ( 6 ) - غمگين : اندوهناك ، مركب از غم اسم و گن ( - گين ) پسوند اتصاف ( 7 ) - سرشك : بكسر اول و دوم و سكون سوم اشك ( 8 ) - كجا : گاه بجاى « كه » موصول به كار مىرفت - معنى دو بيت : اى كه اندوهگينى و در اين غم خوردن حق با تست و در نهان براى كسى