محمد بن حسين البيهقي

1041

تاريخ بيهقى ( فارسي )

حذف « مقرر » به قرينه اثبات آن در كلام پيش ( 4 ) - چشم زخمى افتد : آسيبى رسد ( 5 ) - عفو كند : معاف كند و معذور دارد ( 6 ) - درشت : ناهموار و تندوتيز ( 7 ) - صامت و ناطق : به كنايه مراد زر و سيم و برده و كنيز ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 636 شمارهء ( 19 ) ( 8 ) - مشبع‌تر : مفصل‌تر - مشبع اسم مفعول از اشباع بمعنى سير كردن و مجازا طول و تفصيل دادن ( 9 ) - وثاق آغاجى : بضم اول حجرهء آغاجى خادم خاص كه واسطهء ابلاغ نامه و مطالب بود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 217 شمارهء ( 13 ) ( 10 ) - سبكى : بفتح اول و ضم دوم كم‌وزنى و مجازا در اينجا بمعنى بىوقارى و عدم متانت ( 11 ) - خدمت نمودن : مراسم احترام بجاى آوردن و تعظيم كردن ( 12 ) - ضمان : ضمانت و پذيرفتارى ( 13 ) - سره : نيكو و مناسب ( 14 ) - معنى جمله : دربارهء رساندن پيغام آغاجى را بتعجيل وا مىداشت ( 15 ) - اخبار دردكننده : خبرهاى دردانگيز و مولم ، موصوف و صفت فاعلى ( 16 ) - عميد : بفتح اول و كسر دوم مهتر و رئيس ، لقب محترمانه براى بزرگان ( 17 ) - عفو كردم : معاف كردم ( 18 ) - معنى دو جمله : سلطان از روى لطف گفت كه بو نصر نگران نباشد ( 19 ) - بينداخت : بر زمين افكند ( 20 ) - وقيعت : بفتح اول و كسر دوم و سكون سوم و فتح چهارم غمازى و غيبت و سخن‌چينى و سعايت - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند « اشاره است بمطلبى كه در اوائل كتاب بود » نگاه كنيد به صفحهء 54 شمارهء ( 13 ) ( 21 ) - بگذاشته‌ايم : ناديده گرفته و بخشيده‌ايم ، فردوسى فرمايد : گناه از گنه كار بگذاشتن * ره مردمى را نگهداشتن ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 22 ) - معنى جمله : اندكى آرامش يافت ( 23 ) - بازگشت : يعنى از ديوان به خانه رفت ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 24 ) - ممالحت : هم سفرگى كردن ، مصدر باب مفاعله ( 25 ) - حجت گرفته : ملزم كرده است ( 26 ) - خاكسار : خاك مانند و مجازا بمعنى ذليل و عاجز و خوار ( 27 ) - يك روزش : روزى او را ( بو نصر را ) ، ش ضمير مفعولى متصل ص 928 ( 1 ) - بو منصور طبيب طيفور : صحيح بو نصر طيفور است كه مكرر نامش در كتاب آمده است و چند سطر بعد هم باز مىآيد و از معاشران بو نصر مشكان بوده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 2 ) - بريدى : صاحب بريد بودن و رياست دستگاه چاپار و خبررسانى ( 3 ) - ايستاده است : شده است ( 4 ) - نشاط كند : بفتح اول ميل و عزم كند ( 5 ) - بو الحسن دلشاد : از دبيران ديوان رسالت بوده است ( 6 ) - نماز شام را : در هنگام نماز مغرب - را حرف اضافه براى ظرفيت ( 7 ) - بيغوله : بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم كنج و گوشهء ( صفه ) ( 8 ) - فروشد : خيره شد و در خود فرورفت ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 46 شمارهء ( 19 ) ( 9 ) - يك ساعت : در مدت يك ساعت ( 10 ) - لقوه : بفتح اول و سكون دوم ، مرضى باشد كه يك شق