محمد بن حسين البيهقي
1022
تاريخ بيهقى ( فارسي )
دوم پادشاهى ( 13 ) - خواطر : بفتح اول و كسر چهارم جمع خاطر بمعنى انديشه و فكر ( 14 ) - عدت : بضم اول و تشديد دوم مفتوح سازوبرگ ( 15 ) - كل : بضم اول همه ( 16 ) - طالقان : مقصود طالقان بلخ است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 17 ) - تعبيه كرده : آرايش جنگى كرده و مجهز ، حال براى امير ( 18 ) - خود : ضمير مشترك براى تأكيد مسند اليه ( داود ) ( 19 ) - طلخاب : بفتح اول ظاهرا موضعى بوده است نزديك سرخس ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 873 شمارهء ( 16 ) ( 20 ) - يناليان : سپاهيان ابراهيم ينال برادر مادرى طغرل ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 693 شمارهء ( 16 ) ص 901 ( 1 ) - پيش ماست : در دسترس ما قرار دارند و ايستادگى و مقاومتى نخواهند كرد ( 2 ) - مستأكله : بضم اول و سكون دوم و فتح سوم و سكون چهارم و كسر پنجم خورندگان مال مردم ، اسم فاعل بصيغهء مؤنث از استيكال مصدر باب استفعال بمعنى گرفتن مال ضعيفان از مجرد اكل بمعنى خوردن ، صفت جماعة ( مشتى ) ( 3 ) - ديلم : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم هر فرد از قوم ديلم كه ساكنان شهر ديلم گيلان بودهاند ( 4 ) - روزگار فراخ : مدتى دراز ، در تاريخ بيهقى تصحيح مرحوم دكتر فياض چاپ 1324 ، روزگارى فراخ ، چاپ شده است كه صحيح مىنمايد يا مىتوان گفت بشيوهء رسم الخط ديرين گاه ياى وحدت را در خط نمىنوشتند ( 5 ) - دربند روم : قلعه و حصار روم يا مرز روم ، شايد در اينجا مراد نواحى آسياى صغير و بخش آناطولى باشد كه كوهستانى است ( 6 ) - يله كنيم : رها كنيم و واگذاريم ( 7 ) - بزرگا غلطا : چه غلط بسيار بزرگ ، پسوند الف براى مبالغه و تكثير در وصف است و گاه بر آخر صفت و موصوف هر دو آورده مىشود - معنى جمله : چه اشتباه و خطاى بزرگى براى شمايان ( شماها ) پيش آمده است ( واقع شده است ) ( 8 ) - انگيزد : برشوراند و تحريك كند ( 9 ) - درمانند : متحير و عاجز شوند ( 10 ) - مجرد : سبكبار ( 11 ) - به سى فرسنگ : در سى فرسنگى ( 12 ) - معنى جمله : مردانه به جنگ رويم ( 13 ) - بورتگين : اگر نسخهها درست باشد بايد گفت كه اين بورتگين ديگرى است غير از آن بورتگين يا بورى - تگين مذكور قبل و چنان كه از فحواى كلام برمىآيد يكى از غلامان يا اشخاص گريخته از مسعود باشد مانند بقيهء مذكوران در متن ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ( 14 ) - اينها : اينان ، ضمير اشارهء جمع با افادهء معنى تحقير ( 15 ) - خداوند كشتگان : كسانى هستند كه مهتران آنان را مسعود كشته است ، صفت ، مسند براى اينها ( 16 ) - تا : اين تا متعلق است به « بايد فرستاد » ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - معنى جمله : بايد فرستاد تا ايمن شويم ( 17 ) - بخواهيد گشت : اعراض خواهيد كرد ، فعل مستقبل با باى تأكيد ( 18 ) - معنى جمله : تا جان داريم جنگ خواهيم كرد و حمله خواهيم برد ( 19 ) - طليعه : بفتح اول و كسر دوم پيشرو لشكر ،