محمد بن حسين البيهقي
1012
تاريخ بيهقى ( فارسي )
قيد وصف و روش ، اسم مفعول از تصريح ( 30 ) - معنى جمله : يكباره دل بتركمان نبندند و تعلق خاطر به آنان نيابند ص 886 ( 1 ) - نسخت كرد نامهها را : پيش نويس نامه را نوشت ( 2 ) - ملطفههاى خرد : نامههاى مختصر كوچك ( 3 ) - اشباع : بكسر اول تفصيل و تطويل ، در اصل سير كردن مصدر باب افعال ( 4 ) - ملوك اطراف : پادشاهان نواحى دور دست ( 5 ) - اطال . . . : خداوند زندگانى او را دراز گرداناد ( 6 ) - معنى جمله : تا آنگاه كه بو نصر مشكان زنده بود ( 7 ) - لاف : خودستائى به دروغ و دعوى باطل ( 8 ) - بارنامه : نازش و تفاخر و مباهات ، معزى فرمايد : نه بر مجاز است اين سوز عشق در دل من * نه بر محال است اين بارنامه در سر او ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ( 9 ) - گواه عدل : شاهد عادل ، به كار رفتن اسم ( عدل ) به صورت صفت ( عادل ) براى مبالغه و تأكيد در وصف ( 10 ) - ناطق : گويا ( 11 ) - بمجلس قضاى خرد : در پيشگاه داورى خرد ( 12 ) - حاكم : داور و قاضى ( 13 ) - استطلاع : آگاهى خواستن و طلب اطلاع ، مصدر باب استفعال ( 14 ) - دلمشغوليها : نگرانيها و اضطرابها ( 15 ) - نو افتاده است : به تازگى پيش آمده است ( 16 ) - ولوالج : شهرى در نواحى بدخشان نيز نگاه كنيد به صفحهء 437 شمارهء ( 4 ) ( 17 ) - روان و بروقان و بغلان : همه از ديههاى تخارستان و اطراف بلخند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 18 ) - ماند : بگذارد و بگمارد ( 19 ) - علوفات : بضم اول جمع علوفه و علوفه جمع علف بمعنى خورش مردم و ستور ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 505 شمارهء ( 25 ) ( 20 ) - اسكدار : بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم چاپار و بريد ( 21 ) - نهم ذوالحجة : در تطبيق مهرگان با اين روز ماه عربى اهل حساب اشكال دارند ، رك گاهشمارى تقىزاده ص 175 ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 22 ) - عرفه : بفتح اول و دوم روز نهم ذىالحجة ( 23 ) - اضحى : بفتح اول و سكون دوم و الف مقصوره در آخر ، روز قربان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 79 شمارهء ( 5 ) ( 24 ) - معنى جمله : شايد مراد آن است كه از لحاظ لشكر تشريفات زياد بود چون دو لشكر ، يعنى لشكر از جنگ بازگشته و لشكر مقيم مخلوط شده بودند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 25 ) - نخورده : ننوشيده بود ، حذف « بود » بقرينهء جمله پيش ص 887 ( 1 ) - فطر : بكسر اول و سكون دوم گشايش روزه ، عيد فطر جشنى كه پس از گذشت ماه رمضان در روز اول شوال گرفته مىشود ( 2 ) - معنى جمله : رامشگران بر پى آنان نواختن و ترانه خواندن را آغاز كردند ( 3 ) - هفت پيالهء شراب خورده : هفت ساغر نوشيده ، حال