محمد بن حسين البيهقي
987
تاريخ بيهقى ( فارسي )
نبشته و توقيع كرده 1 بازرسانى . و كدخدايى خداوندزاده قرار گرفت بر داماد ابو الفتح مسعود 2 كه شايستهتر است . گفتم : اختيارى سخت نيكو كرد و ان شاء اللّه كه اين كار وى بصلاح آرد . گفت « ترسانم من ازين حالها » ، و مواضعه بخطّ خويش نبشتن گرفت 3 و زمانى روزگار گرفت 4 تا نبشته آمد - و اين خداوند خواجه چيزى 5 بود درين ابواب و آنچه او نبشتى چند مرد ننبشتى ، كه كافىتر و دبيرتر ابناء عصر بود 6 - در معنى آنكه خداوندزاده را خدمت 7 بر كدام اندازه بايد كرد و وى حرمت بنده بر چه جمله بايد كه نگاه دارد ، و در معنى غلامان سرايى و سالار ايشان فصلى تمام ، و در معنى حاجب بزرگ و ديگر مقدّمان لشكر فصلى ، و در باب رفتن و فرودآمدن 8 و تنسّم 9 اخبار خصمان فصلى ، و در باب بيستگانى 10 لشكر و اثبات و اسقاط 11 نائب ديوان عرض فصلى و در باب مال خزانه و جامهاى كه با ايشان خواهد بود و عمال 12 زيادت مال اگر دخل نباشد و خرجهاى لابدّى فصلى . مواضعه بستدم و بدرگاه بردم و امير را به زبان خادم آگاه كردم كه مواضعه آوردم . مرا پيش خواند و مثال داد كه كسى را بار نبايد داد ، و مواضعه بستد و تأمّل كرد . پس گفت : جوابهاى اينها بر چه جمله خواهى نبشت 13 ؟ كه شك نيست كه ترا معلومتر باشد كه بو نصر مشكان در چنين ابواب چه نبشتى . گفتم : معلوم است بنده را ، اگر رأى عالى بيند ، جواب مواضعه بنده نويسد 14 و [ خداوند ] بخطّ عالى توقيع كند . گفت : بنشين و هم اينجا نسخت كن 15 . مواضعه بستدم و بنشستم و فصول را جواب نبشتم و بخواندم . امير را خوش آمد ، و چند نكته تغيير فرمود 16 ، راست كردم بر آن جمله كه بر لفظ وى رفت ، و پس بر آن قرار گرفت 17 . وزير فصول مواضعه نبشتم و امير توقيع كرد و زير آن بخطّ خويش بنبشت كه : خواجهء فاضل ، ادام اللّه تأييده 18 ، برين جوابها كه بفرمان ما بنبشتند و بتوقيع مؤكّد گشت ، اعتماد كند و كفايت و مناصحت 19 خويش در هر بابى از اين ابواب بنمايد 20 تا مستوجب احماد 21 و اعتماد گردد . ان شاء اللّه . و مواضعه به من داد و گفت با وى 22 معمّائى نهم 23 تا هر چه مهمتر باشد از هر دو جانب بدان معمّا نبشته آيد . بگوى تا مسعود رخوذى 24 را امشب بخواند و از ما دلگرم