محمد بن حسين البيهقي

969

تاريخ بيهقى ( فارسي )

شكرِ خداوند را كه باز بديدم * نعمتِ ديدارِ تو درين خُرم 1 ايوان چون به‌سلامت بدارِ ملك 2 رسيدى * باك نداريم ، اگر بميرد به همان 3 در مثل است اين كه چون بجاى بود سر * نايد كم مرد را زبونىِ اركان 4 راست نه امروز شد خراسان زين سان * بود چنين تا هميشه بود خراسان ملكِ خداى جهان ز ملكِ تو بيش است * بيشتر است از جهان نه اينك ويران 5 ؟ دشمن تو گر به جنگ رخت تو بگرفت * ديو گرفت از نخست تختِ سليمان 6 ور تو ز خصمان خويش رنجه شدى ، نيز * مشترى آنك 7 نه رنجه گشت ز كيوان 8 ؟ باران كان رحمتِ خداىِ جهان است * صاعقه 9 گردد همى وسيلتِ باران از ما بر ماست 10 ، چون نگاه كنى نيك * در تبر و در درخت و آهن و سوهان كار ز سر گير و اسب و تيغ دگر ساز * خاصه كه پيدا شد از بهار زمستان 11 دل چو كنى راست با سپاه و رعيّت * آيدت از يك رهى 12 دو رستم دستان زانكه تويى سيّدِ ملوكِ 13 زمانه * زانكه ترا برگزيد از همه يزدان