محمد بن حسين البيهقي

847

تاريخ بيهقى ( فارسي )

اسم فاعل از تنكر مصدر باب تفعل ، حال يا قيد حالت ( 7 ) - مرائيان : جمع مرائى بضم اول بمعنى رياكار ، اسم فاعل از رياء و مراآت ، مصدر باب مفاعله ( 8 ) - راست كن : آماده ساز ( 9 ) - نماز خفتن : هنگام نماز عشا ( 10 ) - جامهء بازرگانان پوشيده : در جامهء بازرگانان ، حال براى هارون ( 11 ) - برنشست : سوار شد ( 12 ) - پيش كردند : پيش فرستادند يا پيش انداختند ( 13 ) - ركابدار خاص : دو قاصد مخصوص ( 14 ) - مشعله : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم چراغدان و قنديل ( 15 ) - كنيزك : بفتح اول و كسر دوم و سكون سوم و فتح چهارم زن كه براى خدمت و پرستارى مىخريدند ( 16 ) - دليل معتمد : راهنماى مورد اعتماد ( 17 ) - خلق : بفتح اول و دوم فرسوده و كهنه ( 18 ) - چراغدان : جاى چراغ و چراغ - معنى جمله : چراغى بر ته كوزه‌اى گذاشته ، حال براى عمرى و همچنين است ايستاده و افكنده ( 19 ) - تبرك را : براى تبرك - تبرك بمعنى فرخنده گرفتن يا مبارك گرفتن ، مصدر باب تفعل ( 20 ) - جزاك . . . : خداوند به تو پاداش نيك دهاد - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند ظاهرا « جزاه اللّه » ( خداوند او را يعنى هارون را جزاى خير دهاد ) ( 21 ) - فريضه : بفتح اول واجب و سزاوار ( 22 ) - اختيار خليفه : شيوهء مختار خليفه - اختيار اسم است بجاى صفت ص 737 ( 1 ) - بندهء او : مراد بندهء خدا ( 2 ) - گماشته بر خلق خداى : فرستاده بسوى مردم و موكل بر آنان ، صفت مركب مفعولى ( 3 ) - عز و على ( علا ) : توانا و بزرگ قدر است ( 4 ) - جل جلاله : بزرگست جلال وى ( 5 ) - مقام : بضم اول اقامت و ماندن ، مصدر ميمى ( 6 ) - درشتى : خشونت در گفتار و سخت‌گوئى و زفت‌خوئى و تشدد ( 7 ) - حال تنگ : وضع سخت و مراد تنگ حالى و تهيدستى ( 8 ) - صاحب . . . : عيالمند ( عائله‌دار ) هرگز رستگار نشود ( 9 ) - نيستى : بجاى نبودى ( 10 ) - قوى سخن : استوار سخن و زبان‌آور ( 11 ) - معنى جمله : همانا سيم و زر سخت فريباست ( 12 ) - تا : حرف ربط ، مفيد شك و ترديد ( 13 ) - معنى جمله : نمىدانيم كه پسر سماك چگونه باشد ( 14 ) - دير ببود : زمانى دراز ماند - بيهقى « بود » را بمعنى ماند به كار برده است : اميرك آنجا ببود ، نگاه كنيد به صفحهء 491 شمارهء ( 10 ) ( 15 ) - بداشتند : متوقف ساختند و ايستانيدند ( 16 ) - زمين خشك : زمين بىفرش و گستردنى ص 738 ( 1 ) - أ فحسبتم . . . : شما پنداشتيد كه ما شما را به بازى آفريديم ؟ آيهء 118 سورهء مؤمنون ( 23 ) ، ترجمه نقل از صفحهء 164 ج 8 تفسير ابو الفتوح رازى ، تصحيح شعرانى ( 2 ) - بازمىگردانيد : تكرار مىكرد ( 3 ) - سلام بداد : يعنى نماز را سلام داد ، تمام كرد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 4 ) - شنيد : استشمام كرد - معنى جمله : دريافت و بو برد كه كسانى آمده‌اند