محمد بن حسين البيهقي
838
تاريخ بيهقى ( فارسي )
متمم قيدى ص 723 ( 1 ) - پيوسته : پياپى و پى در پى ( 2 ) - پره : بفتح اول و تشديد دوم يا تخفيف آن ، حلقه و دايرهء لشكر براى محاصرهء شكار - شكارپره همان شكار جرگه است ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 409 شمارهء ( 1 ) ( 3 ) - مجمز : بضم اول و فتح دوم و تشديد سوم مكسور جمازه سوار يا شتر سوار ( 4 ) - را : حرف اضافه بمعنى براى ( 5 ) - غور : بضم اول ناحيهء كوهستانى ميان هرات و غزنين ( 6 ) - جبال : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « كدام جبال ، جبال هرات و غور يا بلاد جبال ( عراق ) و بكدام سبب ؟ رفتن سباشى با لشكر و خالى ماندن جبال ( هرات و غور ) از محافظ يا سبب ديگرى ؟ » ( 7 ) - خداوندزاده : شاهزاده ( 8 ) - لوهور : بفتح اول و سكون دوم لاهور كرسى پنجاب ( 9 ) - با سياه : با لباس برنگ سياه - رنگ لباس رسمى حاجبان امرا سياه بوده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 10 ) - سعد سلمان : سعد بن سلمان - اين سعد سلمان ظاهرا پدر مسعود شاعر معروف است ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ( 11 ) - مستوفى : خوانده شود مستوفىيى ؟ ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - مستوفىيى ( مستوفئى ) اسم مصدر است بمعنى استيفاء بمعنى تمام فراگرفتن نظير صوفئى بمعنى تصوف - علم استيفاء عبارتست از معرفت قوانين كه بدان ضبط دخل ديوان و كيفيت و كميت محاسبات آن معلوم كنند ؛ حساب دفتر يك ولايت ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ( 12 ) - مهد : بفتح اول و سكون دوم تخت روان ( 13 ) - رضى . . . : خداوند از هر دو خشنود باد ( 14 ) - تعبيه كرده : آرايش جنگى داده و آراسته ، حال براى وى ( 15 ) - بند : زنجير و ريسمان ( 16 ) - لهور : بفتح اول لاهور ( 17 ) - شهربند : مقيد و محبوس در شهر ، بند شده در شهر ، صفت مركب ساختهشده از مادهء فعل امر بمعنى مفعولى ( 18 ) - مبشر : مژدهدهنده ، اسم فاعل از تبشير مصدر باب تفعيل از مجرد بشارت ( 19 ) - پسر كاكو : پسر خال ، مراد ابو جعفر محمد بن دشمنزيار حاكم اصفهان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 13 شمارهء ( 2 ) ( 20 ) - سوى خود : نزد خويش ( 21 ) - بسيار چيز يافتند : انعام بسيار دريافت كردند ( 22 ) - احماد : ستودن ، مصدر باب افعال ص 724 ( 1 ) - دريافته آيد : تدارك و پيشگيرى شود ( 2 ) - نسق : بفتح اول و دوم رسم و روش و نظم و ترتيب ( 3 ) - پيشگاه : صدر مجلس ( 4 ) - مجلسخانه يا مجلس و آلات مجلس : ظروف و ملزومات مجلس شراب ، نقل باختصار از صفحهء 373 سيرت جلال الدين ، تصحيح مينوى ، چاپ تهران ، سال 1365 ، مرحوم دكتر فياض در حاشيهء صفحهء 540 تاريخ بيهقى چاپ سال 1324 نوشتهاند « ظاهرا مجلس و مجلسخانه مثل خوانچه يا ميز چيزى بوده . . . »