محمد بن حسين البيهقي

808

تاريخ بيهقى ( فارسي )

دكتر فياض ) ( 4 ) - تفاريق : بفتح اول جمع تفريق بمعنى جدا كردن و پراكنده كردن - در لغت‌نامه دهخدا ذيل تفاريق همين عبارت آمده است و مىنويسد مراد چريك و لشكريان غير منظم است - نيز ممكن است مقصود دسته‌هاى متفرق و مختلف سپاه باشد ( 5 ) - زرادخانه : بفتح اول سلاح‌خانه ، اسم مركب ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 7 شمارهء ( 12 ) ( 6 ) - نيم ترگ : نوعى خيمه ( 7 ) - به همه حالها : به هرحال ( 8 ) - نيم‌شب شده : جملهء حاليه بحذف « بود » ، در حالى كه شب از نيمه گذشته بود ( 9 ) - بر اثر ايشان : بر پى آنان ( 10 ) - فوجا بعد فوج : گروه بر پى گروه ( 11 ) - بسيجيده : ساخته و آماده گرديده و مهيا شده ، قيد حالت يا حال ، بسيچ بگواهى شعر سعدى با هيچ قافيه شده است و با جيم درست به نظر نمىرسد اى طبل بلند بانگ در باطن هيچ * بىتوشه تدبير كنى وقت بسيچ ( 12 ) - انگشتوانه : حلقه‌اى باشد كه هنگام تيراندازى در انگشت نر ( ابهام ) كنند ، مطلق زهگير ( 13 ) - جنگ جاى : ميدان كارزار ، اسم مركب ( 14 ) - برآمد : رخ داد و حاصل شد ( 15 ) - بتاخته بود : گريزان ساخته و رمانيده بود ( 16 ) - دواسبه : داراى دو اسب ، صفت مركب ( 17 ) - دهل : بضم اول و دوم طبل و كوس ( 18 ) - بوق : ناى بزرگ ( 19 ) - معنى جمله : بانگ شادى و آمين و تكبير برخاست : دوش از بخت شنيدم خبر وصل ترا * من دعا كردم و از شش جهت آواز آمد ( على خراسانى بنقل لغت‌نامه ) ( 20 ) - حق نيكو گزاردند : صله و انعام خوبى دادند ( 21 ) - از وزير : از جانب وزير ص 681 ( 1 ) - نادرنامه : نامهء كم‌نظير و كمياب و يگانه ، تقديم صفت براى تأكيد ( 2 ) - متنبى : شاعر معروف عرب ( 303 - 354 ) - متنبى از لحاظ اشتقاق اسم فاعل است از تنبى مصدر باب تفعل بمعنى دعواى نبوت‌كننده ( 3 ) - درج كرده در ميان نامه : در طى نامه داخل كرده است ( 4 ) - و للّه . . . : خداى را رازى است در برترى تو و همانا سخن دشمنان گونه‌اى از ژاژخائى است ( 5 ) - نسخت اين نامه : رونوشت اين نامه ( 6 ) - نماز شام : هنگام نماز مغرب ( 7 ) - املا : مخفف املاء مصدر باب افعال بمعنى تقرير كردن مطلبى و نويسانيدن آن ( بگويند تا ديگرى بنويسد ) ( 8 ) - معنى جمله : به كنايه مقصود آن است كه بيشه‌ها انبوه و متراكم بود ( 9 ) - بيك دفعت : يكباره و يك‌دفعه ( 10 ) - بريده آمد : قطع شد و پيموده آمد ( 11 ) - بنه : بضم اول بار و اسباب و توشه ( 12 ) - گذاره كرده‌اند : عبور داده و گذرانده‌اند ( 13 ) - ثقل : بكسر اول و سكون دوم بار گران ( 14 ) - عبارت « از آن جانب صحرا تنگ‌تر » گويا مفسر و متمم « تنگ‌تر » مذكور در قبل است . يعنى آن پل تنگ‌تر از صحرائى است كه بر آن ( شايد : برين ) جانب پل واقع است . مسير از اين قرار است اول صحرايى برين جانب