محمد بن حسين البيهقي

796

تاريخ بيهقى ( فارسي )

ص 663 ( 1 ) - بونصر طيفور : پيش از اين بيهقى بنام يكى از اعيان ديلمان ازو ذكرى كرده است نگاه كنيد به صفحهء 418 ) - طيفور بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم بمعنى مطلق پرنده ( 2 ) - شاهنشاهيان : مراد ديلميان جمع شاهنشاهى منسوب به شاهنشاه لقبى كه در دورهء اسلامى از سوى خليفه به اميران بزرگ ايران از جمله به ديلميان داده شد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 182 شمارهء ( 7 ) ( 3 ) - قوى : صفت فوج است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - گاه مضاف اليه بر صفت مقدم مىشود نيز نگاه كنيد به صفحهء 180 شمارهء ( 10 ) ( 4 ) - قباديان : بضم اول از نواحى بلخ ( 5 ) - راندند : برفتن واداشتند و بردند ( 6 ) - از پيش وى : از برابر و مقابل او ( 7 ) - اندخود : شهرى ميان بلخ و مرو ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 70 شمارهء ( 15 ) ( 8 ) - ميله : بكسر اول و سكون دوم ، شهرى بوده است بر ساحل جيحون در شمال افغانستان ( 9 ) - بتفت : گرم و شتابان ( 10 ) - شبورقان : شهرى در نزديكى بلخ ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 248 شمارهء ( 19 ) ( 11 ) - دو نماز : نماز ظهر و عصر ( 12 ) - كار : جنگ ( 13 ) - بنيرو : قوى و با حمله‌هاى شديد ( 14 ) - زده و كوفته : مغلوب و شكست خورده ، حال يا قيد حالت ( 15 ) - جان را مىزدند : براى پاس جان خود مىكوشيدند و بدين علت سخت مىجنگيدند ، را حرف اضافه ( 16 ) - زهار : بكسر اول شرمگاه يا عورت ( 17 ) - مىخورد : تحمل مىكرد ( 18 ) - ننمود : اظهار نكرد ( 19 ) - سندس : بضم اول و سكون دوم و ضم سوم ديبا - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند « در اينجا گويا بىمناسبت نيست ، بدين تقريب كه پارچهء ديبائى كه بر جنيبت ( اسب يدك ) بود برداشتند تا بيمار را بر آن بخوابانند . . . ( 20 ) - على عبيد اللّه : ممدوح منوچهرى و معروف به على دايه كه به خواهش احمد بن حسن ميمندى در زمان مسعود به سپهسالارى خراسان رسيد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 45 شمارهء ( 15 ) ( 21 ) - آب : به صورت معرفه مراد جيحون ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 256 شمارهء ( 9 ) ( 22 ) - مفسدان ساربانان : شتربانان تباه‌كار ، صفت جمع براى تأكيد مقدم بر موصوف جمع ، مراد تركمانان سلجوقى ( 23 ) - با لشكرى : به نظر من متعلق است به « ببايد رفت » ، در سبك بيهقى ازين نوع فصل زياد است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ص 664 ( 1 ) - صاحب بريدى : رياست دستگاه چاپار ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 66 شمارهء ( 21 ) ( 2 ) - خاصه خادم : خدمتگزار ويژه يا مستخدم مخصوص ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 67 شمارهء ( 20 ) ( 3 ) - از پيش لشكر منصور : يعنى تركمانانى كه در سرخس با لشكر منصور ( لشكر امير ) مواجه شده بودند و از آنجا گريخته و به اينجا آمده بودند . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 4 ) - نماز پيشين : مراد وقت نماز ظهر ( 5 ) - نيك ميانه كردند : سخت دور شدند