محمد بن حسين البيهقي
778
تاريخ بيهقى ( فارسي )
ص 635 ( 1 ) - تعبيه : آرايش جنگى ( 2 ) - باغ فيروزى : سرابستان دلپذير محمود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 11 شمارهء ( 17 ) ، باغ پيروزى ( 3 ) - آراسته بسلاح : مجهز بساز و برگ كامل ، حال براى لشكر هندو - بسيار سوار و پياده عطف بيان يا بدل لشكر ( 4 ) - درگاهى : دربارى ، صفت نسبى ( 5 ) - اهبت : بضم اول و سكون و فتح سوم سازوبرگ و سامان و ساختگى ( 6 ) - به تمام : در اينجا بمعنى متشخص و بزرگ - شايد به تمام مصحف « بنام » باشد ( 7 ) - اسب . . . خواستند : اسب طلب كردند ، براى توضيح نگاه كنيد به صفحهء 31 شمارهء ( 12 ) ( 8 ) - كوشك : بضم كاف و سكون شين ، كاخ و سراى عالى ( 9 ) - نشاط كرد : برامش نشست ( 10 ) - بنه : بضم اول بار و اسباب و زاد و توشه ( 11 ) - پوشيده : پنهانى و در نهان ، قيد ( 12 ) - پگاهى : وقت صبح زود يا بامداد پگاه ، پسوند « ى » مفيد توقيت ( 13 ) - صفهء بار : ايوان باريابى و ملاقات با شاه ( 14 ) - نوبتى : پاسبان و نگهبان و نوبتدار ، صفت نسبى ( 15 ) - نگار : بكسر اول نقش زيبا ( 16 ) - مقبولصورتتر : خوشسيماتر ، صفت تركيبى ( 17 ) - در دل كرده : نيت و قصد كرده بود ( 18 ) - معنى جمله : برخ اياز بكشد و بر او منت نهد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 414 شمارهء ( 1 ) ( 19 ) - ديدار : مراد رخسار زيبا و حسن صورت ( 20 ) - جلفى : بكسر اول و سكون دوم خود سرى و بىباكى ( 21 ) - بدآرامى : ناراحتى ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - بدآرام بمعنى ناراحت ، منوچهرى گويد : از آواز ما خفته همسايگان * بدآرام گشتند در خوابها ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ( 22 ) - گذشته شد : درگذشت و مرد - به پوشنگ مسلما غلط است زيرا هيچيك از سه تن مذكور در متن در پوشنگ نمردهاند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 23 ) - چاشنى گرفتن : براى آزمون چشيدن ( 24 ) - ساقىگرى : باده دادن ، اسم مصدر ص 636 ( 1 ) - معنى جمله : با غلامى كه در شمار غلامان خاصه درمىآمد ( 2 ) - زرين دست : صفت تركيبى ، خادم موصوف - خادم عطف بيان « اقبال » ( 3 ) - انديشه داشتى : مراقبت و مواظبت مىكرد و تيمار مىداشت ( 4 ) - مهترسراى : رئيس غلامان سراى يا متصدى امور سراى شاهى ( 5 ) - بونعيم : ابو نعيم ، نعيم بضم اول و فتح دوم و سكون سوم ، نام خاص است ( 6 ) - حديث : باب و امر و مسئله ( 7 ) - مىديده بود : ماضى بعيد مستمر ( 8 ) - دل در آن بسته : نگران شده بود ( 9 ) - شراب شبانه : موصوف و صفت ، مستى شبانه - شراب در سر داشتن كنايه از مست بودن ( 10 ) - سوسن آزاد : سوسن آزاده - سوسن گياهى است از تيره سوسنىها . . . گلى است فصلى و داراى گلهاى زيبا ( نقل باختصار از لغتنامه ) ( 11 ) - ناحفاظى : بىشرمى و