محمد بن حسين البيهقي

775

تاريخ بيهقى ( فارسي )

بگريزانند و تار و مار كنند ( 23 ) - بژ : بفتح اول گردنه ( 24 ) - باغ صدهزاره : باغ صدهزار نزديك غزنين ( 25 ) - گرفته نيايد : شايد « پيش گرفته نيايد » ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ص 631 ( 1 ) - خارجى : خروج‌كننده و مخالف و آنكه به دشمنى با پادشاه برخاسته باشد ( 2 ) - عاصى : عصيان‌كننده و گناهكار و نافرمان ( 3 ) - از پيش وى : ظاهرا يعنى از پيش سپاه سالار ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - مرحوم دكتر فياض در حاشيهء صفحهء 404 تاريخ بيهقى چاپ سال 1324 نوشته‌اند « عبارت . . . مبهم است » ( 4 ) - در هفته : در ظرف يك هفته ( 5 ) - محال : خطا و نادرست و ناصواب ( 6 ) - مهرگان : فصل پاييز و جشن يا عيد مهرگان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 422 شمارهء ( 18 ) ( 7 ) - رايت : علم و درفش ( 8 ) - تلك : اسم خاص از سران لشكر محمود ، تلفظ آن مشخص نيست ( 9 ) - هندو : بكسر اول ( صفت نسبى ) در زبان پهلوى هندوك ، بمعنى اهل هند ، خصوصا پيرو آئين قديم هند ( لغت‌نامهء دهخدا بنقل از حواشى برهان تصحيح دكتر معين ) ( 10 ) - مسابقت : پيشى جستن بر يكديگر ، مصدر باب مفاعله ( 11 ) - تبع : بفتح اول و دوم پيروان جمع تابع بمعنى مفرد نيز آمده است ( 12 ) - فرودسراى : در اندرون ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 626 شمارهء ( 8 ) ( 13 ) - دل : قصد و عزم و توجه ، مجاز مرسل ( 14 ) - مگر : همانا ، قيد تأكيد ( 15 ) - چه : ضمير موصول در غير عاقل ، فردوسى فرمايد : چو از ره سوى رام بر زين رسيد * بگفت آنچه از شاه كسرى شنيد ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 16 ) - بازماليدى : سخت گوشمال دادى و به حجت غالب شدى ص 632 ( 1 ) - ناز : تكبر و لاف و استغنا ( 2 ) - سپاس : منت ( 3 ) - بركشيدن : ارتقاء يا ترقى دادن ( 4 ) - اضطراب : دلتنگى و آزردگى و پريشان حال شدن و بىتابى و نگرانى ( 5 ) - پاى افشار : ثبات كن و پايدارى ورز ( 6 ) - بيرون شد : محل خروج يا راه بيرون رفتن ، اسم مكان ؛ حافظ فرمايد : ز آنجا كه فيض جام سعادت فروغ تست * بيرون شدى نماى ز ظلمات حيرتم ( 7 ) - بنديدى : همانا نمىديد ، تقديم باى تأكيد بر نون نفى - معنى جمله : اگر چاكر بيرون آمدن از عهدهء اين كار را در خود نمىديد در نزد پادشاه در محفلى بدان عظمت بدين گونه گستاخى نمىگرد ( 8 ) - درخواست : خواسته و مطلوب و مسئلت ( 9 ) - نسختى كنم : سياهه بگيرم و صورت بردارم ( 10 ) - مخذول : خوار كرده‌شده و محروم از نصرت خداوند ،