محمد بن حسين البيهقي
770
تاريخ بيهقى ( فارسي )
اول و دوم پردگيان يا پردهنشينان مراد زنان و دختران ، پردگيان جمع پردگى كه مركب است از پرده و ياى نسبت ( 5 ) - وثاق : بضم اول حجره و اطاق ( 6 ) - از جهت . . . را : شبه حرف اضافه ، مفيد تخصيص ( 7 ) - آفتاب ديدار سلطان : مهر رخسار شاه ، تشبيه صريح ( 8 ) - ماه : به استعاره مراد چهره عروس ( دختر باكاليجار ) ( 9 ) - بيرونيان : غير سرائيان كه در اندرون كارى ندارند و در بيرون سراى حرم بتصدى امور مىپردازند جمع بيرونى ( 10 ) - معنى جمله : بيرونيان با داستان زفاف و عروسى سلطان سر و كارى ندارند ( 11 ) - ادا كند : بفتح اول بگزارد و بيان كند - ادا مخفف اداء ( 12 ) - روشن شد : روز شد ( 13 ) - جامهء راه پوشيده : لباس سفر بر تن كرده ، حال يا قيد حالت ( 14 ) - خدمت وداع كردند : مراسم بدرود بجاى آوردند ( 15 ) - سال . . . : سال 424 ( 16 ) - لون : بفتح اول و سكون دوم گونه و رنگ ( 17 ) - استبداد : برأى خود به كارى پرداختن ، خودكامگى ، مصدر باب استفعال ( 18 ) - دندانقان : بفتح اول و سكون دوم و فتح يا كسر پنجم مراد حصار دندانقان است در نزديك مرو كه در آنجا مسعود از تركمانان سلجوقى شكست خورد و به طرف هرات گريخت ( 19 ) - تصنيف : كتاب و نامه كه مطالب آن را باب باب و فصل فصل كردهاند ، مصدر باب تفعيل ، مصدر بمعنى اسم مفعول ( مصنف ) ( 20 ) - بر جائى نانزديك رفته : به جائى دور ( مراد سراى ديگر ) رفته بودند ، جملهء حاليه بحذف « بودند » ( 21 ) - متوارى : بضم اول و فتح دوم پنهان و پوشيده ( 22 ) - غرائب : بفتح اول چيزهاى شگفتآور و نادر جمع غريبه ( 23 ) - تاريخ كه : تاريخى كه ، مثل اين است كه حذف اين ياء در خط تسامحى بوده است . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) يا مىتوان گفت حذف ياى تعريف پيش از كه موصول گاه ديده شده است به ويژه در شعر ، عنصرى گويد : بت كه بتگر كندش دلبر نيست * دلبرى دستبرد بتگر نيست ص 624 ( 1 ) - ولات : بضم اول جمع والى بمعنى حاكم ( 2 ) - الاحد . . . : يكشنبه سوم رجب ( 3 ) - جهيز : بكسر يا فتح اول ممال جهاز رخت و اسباب و لوازم عروس و مسافر ( 4 ) - مطربه : مؤنث مطرب ، ستى زرين نام اين مطربه بوده است ( 5 ) - حاجبه : مؤنث حاجب ( 6 ) - فرودسراى : در اندرون و سراپرده ( 7 ) - زمين آن : زمينه يا سطح آن ( تخت ) ( 8 ) - تختهاى سيمين : تختهها يا قطعههاى پهن و صاف سيم - در هم بافته و ساخته صفت تختهها ( 9 ) - مرتب كرده : آراسته و ترتيب داده بودند ، جملهء حاليه بحذف فعل معين « بودند » ( 10 ) - يواقيت : بفتح اول ياقوتها ( 11 ) - نرگسدان : گلدان نرگس ( 12 ) - سپرغم : بكسر اول و فتح دوم و سكون سوم و فتح چهارم گل و ريحان ( 13 ) - شمامه : بفتح اول و تشديد دوم گلولهاى مركب از مواد خوشبو - شمامهء كافور : دستنبويه كه از كافور باشد ( نقل از لغتنامهء