محمد بن حسين البيهقي

725

تاريخ بيهقى ( فارسي )

درآمدند و مرغان گردانيدن گرفتند و خايه 1 و كواژه 2 و آنچه لازمهء روز مهرگان است ملوك را از سوخته 3 و برگان 4 روده مىكردند 5 . و بزرگان دولت بمجلس حاضر آمدند و نديمان نيز بنشستند و دست به كار كردند و خوردنى على طريق الاستلات 6 مىخوردند . و شراب روان شد به بسيار قدحها و بلبله‌ها 7 و ساتگينها 8 و مطربان زدن گرفتند و روزى بود چنان كه چنين پادشاه پيش گيرد 9 . و وزير 10 شراب نخوردى ، يك‌دو دور شراب بگشت ، او بازگشت . و امير تا نزديك نماز پيشين ببود ، چندانكه نديمان بيرونى بازگشتند ، پس به صفّهء نائبان 11 آمد كه از باغ دور نيست و آنجا مجلسى خسروانى ساخته بودند و نديمان خاصّ و مطربان آنجا آمدند و تا نماز ديگر 12 ببود 13 ، پس از آن بازگشتند . و روز يكشنبه نهم ذىالحجّة و دوم روز از آن عيد كردند و امير ، رضى اللّه عنه ، بدان خضرا 14 آمد كه بر زبر ميدان است و روى بدشت شابهار 15 و بايستاد و نماز عيد كرده آمد و رسم قربان بجاى آورده شد و امير از خضرا به زير آمد و در صفّهء بزرگ كه خوان راست كرده بودند ، بنشست و اوليا و حشم و بزرگان را بخوان فرودآوردند و بر خوان شراب دادند و بازگردانيدند . ديگر روز امير بار داد و پس از بار با وزير و اعيان دولت خالى كرد و پس از مناظرهء 16 بسيار قرار گرفت كه امير بر جانب بست رود وزير با وى باشد تا اگر حاجت آيد ، رايت عالى 17 بهرات رود و اگر نه وزير را بفرستد . و خداوندزاده امير مودود و سپاه سالار على عبد اللّه مثال يافتند تا با مردم خويش 18 و لشكرى قوى سلطانى ببلخ روند و آنجا مقيم باشند تا همه خراسان مشحون 19 باشد به بزرگان و حشم ؛ و بازگشتند و كارها راست كردند . و ديگر روز امير بر پيل نشست و با خاصّگان بدشت شابهار بايستاد تا فرزند عزيز و سپاه سالار و لشكر آراسته پيش آمدند تعبيه كرده 20 و بگذشتند و اين دو محتشم و مقدّمان رسم خدمت بجاى آوردند 21 و سوى بلخ رفتند - و خلعت يافته بودند ، پيش از آنكه برفتند - و امير به سعادت به كوشك آمد . و امير سعيد 22 را خلعتى فاخر راست كرده بودند ، بپوشيد و پيش آمد و سلطان او را بنواخت و مثال داد تا بغزنين مقام كند به كوشك خواجهء بزرگ ابو العباس -