محمد بن حسين البيهقي

721

تاريخ بيهقى ( فارسي )

از اين عرض 1 بپرداختند . و ديگر روز شبگير برادر عراقى با لشكر كرد و عرب برفت . و سديگر روز حاجب سباشى با لشكرى كه با وى نامزد بود برفت . و كدخدايى لشكر 2 وانهاى لشكر 3 امير سعيد صراف را فرمود و مثالها بيافت و بر اثر حاجب برفت . و گفتند : عارضى بايد اين لشكر را ، مردى سديد 4 و معتمد كه عرض مىكند 5 و مال به لشكر ببرات 6 او دهند و حلّ و عقد 7 و اثبات و اسقاط 8 به دو باشد كه حال در خراسان مىگردد 9 و بهر وقت ممكن نگردد كه رجوع به حضرت 10 كنند . اختيار بر بوسهل احمد على افتاد و استادش 11 خواجه بو الفتح رازى عارض وى را پيش امير فرستاد ، و وزير وى را بسيار بستود ، و امير در باب وى مثالهاى توقيعى 12 فرمود ، و نامهء وى نبشتم من كه بو الفضلم ، و وى نيز برفت . و سخت وجيه 13 شد در اين خدمت ؛ و چون حاجب بزرگ 14 را در خراسان آن خلل افتاد ، چنان كه بيارم ، اين آزاد مرد را مالى عظيم و تجمّلى بزرگ بشد و بدست تركمانان افتاد و رنجهاى بزرگ رسانيدندش و مالى ديگر بمصادره 15 بداد و آخر خلاص يافت و به حضرت بازآمد و اكنون بر جاى است كه اين تصنيف مىكنم و ركنى است قوى ديوان عرض را ؛ و البته از صف شاگردى زاستر 16 نشود ، لاجرم تن‌آسان 17 و فرد 18 مىباشد و روزگار كرانه مىكند و كس را بر وى شغل نيست 19 ، اگر عارضى معزول شود و ديگرى نشنيد . و همه خردمندان اين اختيار كنند كه او كرده است . او نيز برفت و بحاجب بزرگ پيوست و همگان سوى خراسان كشيدند 20 . و روز پنجشنبه نهم جمادى الاولى امير به شكار برنشست و به دامن مرو الرّود 21 رفت . و دوشنبه سيزدهم اين ماه بباغ بزرگ آمد . و روز شنبه هفدهم جمادى الاخرى از باغ بزرگ به كوشك در عبد الاعلى بازآمد . و ديگر روز از آنجا به شكار شير رفت بترمذ و هفت روز شكارى نيكو برفت ؛ و به كوشك بازآمد . روز شنبه غرهء رجب 22 از شهر بلخ برفت بر راه حضرت غزنين 23 . و روز آدينه بيست و يكم ماه به‌سلامت و سعادت بدار الملك 24 رسيد و به كوشك كهن محمودى به افغان شال 25 به مباركى فرودآمد . و كوشك مسعودى راست شده بود 26 ؛ چاشتگاهى برنشست و آنجا رفت و