محمد بن حسين البيهقي
654
تاريخ بيهقى ( فارسي )
با سواران خيارهتر 1 بر اثر آن مخاذيل تا خالنجوى سه فرسنگ شهر برفت و بسيار از ايشان بكشتند و بسيار بگرفتند و از آنجا مظفّر و منصور 2 با غنيمت و ستور و سلاح بسيار نماز شام را 3 به شهر بازآمدند . و ديگر روز فرمود تا دارها بزدند و بسيار از طوسيان را آنجا كشيدند 4 و سرهاى ديگر كشتگان گرد كردند و به پايان دارها بنهادند . و گروهى را كه مستضعف 5 بودند رها كردند . و حشمتى بزرگ افتاد كه بيش 6 طوسيان سوى نشابوريان نيارستند نگريست . » و امير ، رضى اللّه عنه ، بدين حديث كه احمد كرد از وى خشنود گشت و بدين سبب زشت نامى هزيمت كرمان از وى بيفتاد . ذكر احوال كرمان و هزيمت آن لشكر كه آنجا مرتّب بود و ناچار از حديث حديث شكافد 7 ، و باز بايد نمود كار كرمان و سبب هزيمت تا مقرّر گردد كه 8 در تاريخ اين ببايد 9 . بدان وقت كه امير مسعود از هرات ببلخ آمد و لشكرى با حاجب جامهدار 10 بمكران فرستاده بود و كارى بدان نيكوئى برفته بود و بو العسكر قرار گرفت 11 و آن ولايت مضبوط 12 شد و مردمان بياراميدند ، منهيان كه بولايت كرمان بودند ، امير را بازنمودند كه حاكم اينجا امير بغداد 13 است و مفسدان فساد مىكنند و بداد نمىرسد بعلّت آنكه خود به خويشتن مشغول است 14 و درمانده . امير را همّت بزرگ بر آن داشت كه آن ولايت را گرفته آيد ، چه كرمان به پايان سيستان 15 پيوسته بود ؛ و ديگر روى 16 رى و سپاهان تا همدان فرمانبرداران و حشم اين دولت 17 داشتند . درين معنى ببلخ رأى زدند با خواجهء بزرگ احمد حسن و چند روز درين حديث بودند تا قرار گرفت كه احمد على نوشتگين 18 را نامزد كردند كه والى و سپاه - سالار باشد و بو الفرج پارسى كدخداى 19 لشكر و اعمال و اموال ؛ و منشورهاى آن نبشته آمد و بتوقيع آراسته گشت . و سخت نيكوخلعتى راست كردند : والى را كمر و كلاه دوشاخ 20 و كوس و علامت و پنج پيل و آنچه فراخور اين باشد از آلت ديگر به تمامى ، و كدخداى را ساخت زر 21 و شمشير حمايل 22 ؛ و خلعت بپوشيد . و كارها راست كردند و تجمّلى سخت نيكو بساختند . و امير جريدهء عرض 23 بخواست و عارض 24 بيامد ، و چهار هزار سوار با وى نامزد كردند ، دو هزار هندو و هزار ترك و هزار كرد و عرب و