محمد بن حسين البيهقي

598

تاريخ بيهقى ( فارسي )

همتش برساناد و مرا به آنچه براى وى آرزو مىكنم و اصل كناد ( 14 ) - ده روزى : شايد ده روزه . . . ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ( 15 ) - به اسكدار : بوسيلهء اسكدار ( بريد چاپارى ) ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 446 شمارهء ( 9 ) ( 16 ) - نالان : بيمار ، مركب از نال ( مادهء فعل امر از ناليدن ) + ان ( پسوند صفت فاعلى ) ( 17 ) - القائم بامر اللّه بيست و هفتمين خليفهء عباسى ( 422 - 467 ) ( 18 ) - خدم : بفتح اول و دوم جمع خادم - خويش خدم شايد خواص خدم ( حواشى دكتر فياض ) ( 19 ) - كرامات : بفتح اول جمع كرامت بمعنى تشريف و خلعت و اشياء نفيس ( 20 ) - مهمات : امور مهم جمع مهمة بمعنى كارهاى بزرگ ( 21 ) - نيكو داشت : نيكو داشتند ، حذف ضمير فاعلى ( ند ) بقرينهء فعل معطوف عليه ( 22 ) - بدرقه : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم رهنما و نگاهبان قافله و پاسبان ، معرب بدرهه بمعنى حافظ و بزرگ راه ( براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به لغت‌نامهء دهخدا ) ( 23 ) - وظايف : بفتح اول جمع وظيفه بمعنى مقررى و مستمرى ، چيزى كه براى كسى هر روز مقرر باشد ( 24 ) - راست دارد : مهيا و آماده سازد - ظاهرا دارند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 25 ) - علوفات : بضم اول جمع علوفه و علوفه جمع علف ( بفتح اول دوم ) بمعنى توشه و خورش ستور ( 26 ) - مرتبه‌داران : جمع مرتبه‌دار بمعنى مأموران تشريفات ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 37 شمارهء ( 12 ) ص 506 ( 1 ) - شكر : مراد نقل و نبات است در اينجا كه از شكر سازند ( 2 ) - طرايف : طرائف بفتح اول جمع طريفه بمعنى هر چيز كمياب و نو و تازه و خوش ( 3 ) - انداختند : پراكندند و افشاندند ( 4 ) - نزل : بضم اول و سكون دوم آنچه پيش مهمان فرودآينده نهند از خوردنيها و مطلق تحفه - بسيار با تكلف : صفت نزل بمعنى سخت آراسته و نيكو جلوه‌گر ساخته ( 5 ) - سيم گرمابه : گرمابه بها ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 38 شمارهء ( 5 ) ( 6 ) - كوكبه : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم خدم و حشم سوار و پياده كه پيشاپيش بزرگان آيند ( 7 ) - بداشتند : نگهداشتند و نصب كردند ( علمها را ) ( 8 ) - رسته : صف و رده ( 9 ) - دوشاخ : دو گوشه يا دوپره ( 10 ) - سياه‌دار : مأمورى از نوع حاجب ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 178 شمارهء ( 13 ) ( 11 ) - جنبيت : بفتح اول و كسر دوم اسب يدك ، كتل ( 12 ) - معنى جمله : خدمت - گران و چاكران بيت المال و خزانه بر سر بارها به مراقبت نشسته بودند ( 13 ) - مقود : بكسر اول و سكون دوم و فتح سوم افسار ( 14 ) - بسته لوا : درفشى كه خليفه بدست خود آن را پيچيده بود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 445 شمارهء ( 6 ) ، صفت و موصوف ( 15 ) - نعره برآمد : بانگ ( تكبير ) برخاست ( 16 ) - دهشت : بفتح اول و سكون دوم حيرت - شايد « دهشت بر لشكر » مصحف « دشت پرلشكر » باشد - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند « احتمال