محمد بن حسين البيهقي

565

تاريخ بيهقى ( فارسي )

مىرود كسى كه زبون نمىگيرد امانت را و حلال نمىداند غدر و خيانت را و بازنمىدارد او را هيچ‌چيز از پيمانهاى بسته ايمان نياورده‌ام بقران بزرگ و به آنكه او را فروفرستاده و به آنچه به او فرستاده و به آنكه بر او فرستاده و يكسو شدم از خدا و رسولش و خدا و رسول از من يكسو شدند و ايمان نياورده‌ام به فرشتهاى خدا و كتابهاى او و فرستادهء او و روز آخر . ص 455 ( 1 * ) - كلما . . . الحال : و هر چيزى كه ملك من است در وقت گويائى من به اين سوگند يا ملك من شود در بازماندهء عمرم از زر يا رزق ( و صحيح آن ورق است - حواشى مرحوم دكتر فياض ) يا جوهر يا ظرف يا پوشيدنى يا فرش يا متاع يا زمين و جاى يا باغ يا چرنده يا كشت يا پستان يا غير اين از اقسام ملك كه عادت به داشتن آن جارى باشد خواه بزرگ خواه حقير از ملك من بيرون است و تصديق است بر مسكينان در راه خدا و حرام است بر من آنكه برگردد همه آن يا بعضى از آن به ملكيت من به حيلهء از حيله‌ها يا رويى از رويها يا باعثى از باعثها يا توريهء از توريها و هر بنده كه در بندگى من است خواه نر و خواه ماده در وقت گويايى من به اين قسم يا مالك آن خواهم شد بعد ازين همه آزادند در راه خدا هيچ‌كدام به بندگى برنمىگردند و هر چاروا كه دارم از اسب نعلى و استر و خر و شتر يا آنچه خواهم داشت رها كرده شده است بسر خود در راه خدا و هر زنى كه در عقد من است يا بعد ازين در عقد خواهد آمد مطلقه است بسه طلاق بائن كه رجعت در او نگنجد و درين كه گفتم معما و تأويل نيست به هيچ مذهب از مذاهبى كه استعمال رخصت مىكند در مثل چنين حالى . ( 2 * ) - و متى . . . شهيدا : و نيز هرگاه بشكنم شرطى از شرايط اين بيعت را يا بجا آرم خلاف يكى ازين قاعده‌هاى آن را يا معمايى در آنجا به كار برم يا كفاره دهم يا تأويل كنم و به زبان گويم خلاف آنچه در دل است يا برابر نباشد ظاهر گفته‌ام با باطن كردارم پس لازم باد بر من زيارت خانهء خدا كه در ميان مكه است سى بار پياده نه سواره و اگر به اين قسم كه خورده‌ام وفا نكنم پس قبول نكند هرگز خدا از من توبه و فديه و خوار گرداند مرا روزى كه چشم يارى ازو خواهم داشت و محتاج خواهم بود بمدد او و مرا بازگذارد بقدرت و قوت خودم و دور گرداند از من حول و قوت خود را و محروم گرداند مرا از عافيت در دنيا و از عفو در آخرت . و اين قسم قسم من است و اين بيعت نوشته بيعت من است قسم خورده‌ام به آن از اول تا آخر قسمى كه اعتقاد دارم به آنكه بجا آرم آن را و آن لازم است بر گردن من و پيوسته است بعضى به بعضى و نيت در همه نيت سيد ماست عبد اللّه بن عبد اللّه ابو جعفر امام قائم بامر اللّه امير المؤمنين دراز گرداند خداى تعالى زندگى او را و ببخشد او را حياتى