محمد بن حسين البيهقي
554
تاريخ بيهقى ( فارسي )
سخنانى مىگفت كه خطبه ناميده مىشد ( 12 ) - نثار : بكسر اول پيشكش ( 13 ) - خداوندزادگان : شاهزادگان - اميران فرزندان عطف بيان يا بدل خداوندزادگان ( 14 ) - معنى جمله : چون كار تقديم هدايا به پايان رسيد ( 15 ) - فرورفت : به سمت پايين رفت ( 16 ) - مستوفى : محاسب ، اسم فاعل از استيفاء بمعنى حساب برگرفتن و تمام گرفتن ( 17 ) - رستهء بازار : به نظر مىرسد شايد مصحف « رسته بازار » باشد مخفف راسته بازار يعنى بازار مستقيم و بزرگ شهر به صورت اسم مركب ( 18 ) - طرائف : بفتح اول چيزهاى نادر و نيكو و ظريف و پسنديده و جمع طريفه ( 19 ) - دندان مزد : به كنايه مراد پيشكشى كه به كسى داده شود ؛ بدين معنى كه اين پيشكش مزد آنست كه شما دندان بر خوردن نان ما بكرم رنجه كردهايد ، اسم مركب ساختهشده از تركيب اضافى مقلوب ص 443 ( 1 ) - معنى جمله : اين هديه دادن برسول سخت در نظر امير مسعود پسنديده آمد ( 2 ) - معنى دو جمله : آنچه شايستهء قرار و پيمان بود بر آن مواضعه كردند و سازوارى نمودند ( 3 ) - منشورى تازه : فرمانى نو ( 4 ) - نيمروز : سيستان ( 5 ) - زابلستان : زاولستان ، نام قديم ناحيهى كوهستانى قسمتهاى علياى رودهاى هيرمند و قندهار و بالاخص سرزمين اطراف غزنه ( نقل از دايرةالمعارف فارسى ) ( 6 ) - چغانيان : بفتح اول نام سرزمينى در قسمت علياى رود آمويا آمودريا ( - رود جيحون ) ( 7 ) - ختلان : بضم يا فتح اول و تشديد دوم ولايتى نزديك بدخشان ( 8 ) - قباديان : بضم اول از توابع بلخ ( 9 ) - ترمذ : بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم نام شهرى در ماوراءالنهر در مجاورت جيحون ( 10 ) - قصدار : قزدار ، بضم اول و سكون دوم نام ناحيهاى در سند ( 11 ) - والشتان : بكسر لام نام ناحيهاى در شرق سيستان ( 12 ) - كيكانان : در اينجا مقصود ولايتى است در سند بجانب خراسان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 13 ) - عقبه حلوان : گردنهء حلوان - حلوان : بضم اول و سكون دوم بزرگترين شهر عراق بعد از كوفه و بصره و واسط و بغداد ( نقل از معجم البلدان ياقوت ) ( 14 ) - تغمد . . . : خداوند وى را در رحمت خود فروپوشاند ( 15 ) - قرامطه : بفتح قاف و كسر ميم نام يك فرقه از مذهب اسماعيلى يا باطنيه جمع قرمطى بفتح اول ( 16 ) - معنى جمله : به ضرورت سپاه نيز بايد بكوشند و جنگ كنند ( 17 ) - معنى جمله : اگر براى پاس احترام به حضرت خليفه نبود ( 18 ) - معنى جمله : راه زيارت خانه خدا باز مىشد ( چه بسبب تسلط ديلميان بر بغداد و نواحى مركزى و غربى ايران و خصومت با دولت غزنوى زيارت خانهء خدا بر رعاياى غزنوى آسان نبود ، سلطان محمود پس از دستگيرى مجد الدولة ديلمى در سال 420 برى رفت و بر خزانه و كتابخانه مجد الدولة دست يافت و دولت ديالمه را برانداخت و مسعود را بنيابت خود به حكومت آن نواحى