محمد بن حسين البيهقي
527
تاريخ بيهقى ( فارسي )
توضيحات و حواشى ص 395 ( 1 ) - ذكر . . . : ياد كرد بيرون شدن امير مسعود ، خداى از وى خشنود باد ، از بلخ بغزنين ( 2 ) - غره : بضم اول و تشديد دوم شب اول ماه ( 3 ) - سنهء . . . : سال 422 ( 4 ) - عمال : بضم اول جمع عامل بمعنى حاكم ( 5 ) - شحنه : بكسر اول و سكون دوم ضابط شهر و داروغه و حاكم نظامى و شهربان ( 6 ) - بغلان : بفتح اول و سكون دوم شهرى از تخارستان در حوالى بلخ ( 7 ) - سمنگان : بفتح اول و دوم و سكون سوم شهرى بوده است پشت بلخ و بغلان ( 8 ) - معنى جمله : تا اگر پادشاه سخنى فرمايد بنويسد - خداوند بمعنى مولى از القاب شاهى ( 9 ) - خازن : گنجور و خزينهدار ، اسم فاعل از خزن ( 10 ) - روزى ده : بتقريب ده روز ، ياى وحدت در اينجا مفيد تخمين و تقريب است ( 11 ) - خدمت كرده : ماضى بعيد بحذف « بود » بقرينهء اثبات « بود » در جملهء پيش ص 396 ( 1 ) - ممالحت : نمكخوارگى و هم سفرگى ، مصدر باب مفاعله ( 2 ) - ابو المظفر : محتمل است كه كلمه مظفر زائد و سهو ناسخ باشد و ميزبان باغ خود خواجه على بوده است ( حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 3 ) - برداشت : عزم رحيل كرد و به راه افتاد ( 4 ) - بر : حرف اضافه در اينجا براى توالى است ( 5 ) - خلم : بضم اول و دوم ، در خراسان ميان بلخ و تخارستانست . . . ( از حدود العالم بنقل لغتنامه ) ( 6 ) - پيروز و نخجير : صحيح آن « پروان و بنجهير » است كه دو محل بوده است بر سر راه بلخ بغزنين ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، در صفحهء 143 يادنامه ابو الفضل بيهقى ، آقاى عبد الحى حبيبى نوشتهاند « پيروز نخجير » نام يك جاى است كه . . . در تخارستان واقع بود و تاكنون به همين نام مسمى است ( 7 ) - ولايت اين جايها برسم او بود : حكومت اين نواحى بر عهدهء وى بود ، نيز نگاه كنيد