محمد بن حسين البيهقي

482

تاريخ بيهقى ( فارسي )

است . و جايگاه كمين است و آب‌روان و درختان بسيار . و به دولت عالى ظفر و نصرت روى خواهد نمود . » و امير صفّه‌يى فرموده بود بر ديگر جانب باغ برابر خضرا 1 ، صفّه‌يى سخت بلند و پهنا در خورد بالا 2 ، مشرف بر باغ ، و در پيش حوضى بزرگ ، و صحنى فراخ ، چنان كه لشكر دو رويه بايستادى . و مدّتى بود تا برآورده بودند 3 ، اين وقت تمام شده بود . فرمودند 4 خواجه [ ابو ] عبد اللّه الحسين بن علىّ ميكائيل 5 را تا كارى سخت نيكو بساختند كه امير سه‌شنبه هژدهم ماه جمادى الاولى درين صفّهء نو خواهد نشست . و اين روز آنجا بار داد و چندان نثار كردند كه حدّ و اندازه نبود . و پس از بار برنشست ، به ميدانى كه نزديك اين صفّه بود چوگان باختند و تير انداختند . و درين صفّه خوانى نهادند سخت بزرگ . و امير به گرمابه رفت از ميدان و از گرمابه بخوان رفت و اعيان و اركان را بخوان بردند و نان خوردن گرفتند و شراب گردان شد و از خوان مستان 6 بازگشتند . و امير نشاط خواب كرد . و گل بسيار آوردند . و مثال دادند كه بازنگردند كه نشاط شراب 7 خواهد بود . و از گلشن استادم بديوان آمد ، اسكدار بيهقى رسيد حلقه برافگنده و بر در زده 8 استادم بگشاد و رنگ از رويش بگشت ، رسم آن بود كه چون نامه‌ها رسيدى ، رقعتى نبشتى و بونصر ديوانبان را دادى تا بخادم رساند ، و اگر مهم بودى ، به من دادى ، اين ملطّفه خود برداشت و به نزديك آغاجى خادم برد خاصّه 9 . و آغاجى خبر كرد ، پيش خواندند ، دررفت 10 . مطربان را بازگردانيدند و خواجهء بزرگ را بخواندند . و امير از سراى برآمد 11 و بر ايشان خالى داشت 12 تا نماز ديگر . وزير بازگشت و استادم بديوان نشست و مرا بخواند و نامه نسخت كردن گرفتم 13 ، نامه‌هاى اميرك بيهقى بود بر آن جمله كه « آلتونتاش چون به دبوسى رسيد ، طليعهء 14 على تگين پيدا آمد ، فرمود تا كوس فروكوفتند و بوقها بدميدند ، با تعبيهء تمام براند و لشكرگاهى كردند برابر خصم و آبى بزرگ 15 در ميان ، و دستاويزى 16 بپاىشد قوى و هر دو لشكر را كه طليعه بودند مدد رسيد تا ميان دو نماز لشكر فرودآمد و طلايع 17 بازگشتند . خوارزمشاه بر بالايى