تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

59

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

ايرانيان شاپور را پيش از آنكه به تخت نشيند ، در همان زمان پدرش ، به خرد و نيكى و دانش و دليرى و توانائى در گفتار و مهربانى به زيردستان مىشناختند . چون تاج بر سر نهاد بزرگان بر او گرد آمدند و براى او زندگانى دراز آرزو كردند و از پدر او و نيكىهاى او سخن زياد گفتند « 1 » . شاپور گفت كه براى جلب نيكى و مهربانى او هيچ بهتر از آن نبود كه از پدرش ياد كنند و به ايشان وعده‌هاى نيكو داد . پس بفرمود تا در گنجينه‌ها را به روى مردم بگشايند و خود او آن اموال را به مردمى كه نزد او ارجمند بودند ، از بزرگان و سپاهيان ، و به نيازمندان قسمت كرد و نيز به كارداران خود در ولايات نوشت تا با اموالى كه در اختيار داشتند به همان گونه رفتار كنند « 2 » . بدين گونه ، نيكى و بخشش او به دور و نزديك و بزرگ و كوچك و خاصّ و عامّ رسيد چنان كه همه را فراگرفت و گذرانىشان را فراخى داد . پس از آن بر مردم كاردارانى نيك برگزيد و در كار آنان و زيردستان سخت مراقبت كرد تا رفتار نيك او آشكار شد و

--> صورت او را تا ساسانيان بر پادشاهى باشند بر سكّه‌هاى نقره و فرش‌ها نقش كنند ! اين داستان به كلّى ساختگى است . ( 1 ) - اين گونه صحنه‌ها را ، به هنگام جلوس شاهان بر تخت ، تقريبا در تاريخ هر پادشاهى مىبينيم و گويا براى پر كردن جاى خالى اخبار صحيح به وجود آمده است . به هر حال اين صحنه‌ها در خداينامه خيلى بااهميّت بوده است . فردوسى در شرح و بسط اين صحنه‌ها علاقهء بسيارى نشان مىدهد . مسعودى در يكى از تأليفات قديم‌تر خود اين خطبه‌ها را به تفصيل نقل كرده بوده است ( مسلّما از ابن المقفّع ) ؛ ( مسعودى ج 2 ، ص 239 ) . آنچه براى ما مهم است اين است كه لا اقل در دورهء اخير ساسانيان ( كه دورهء نگارش اين بيانات است اعلام سلطنت شاه از طرف « بزرگان » در يك صحنهء تشريفاتى امر مطلوبى نبوده است . دربارهء « بزرگان » و غيره به مطالب آينده در سلطنت شاپور سوم مراجعه كنيد . ( 2 ) - اتلاف اموال عمومى به اين نحو همواره روش نجبا و روحانيان بود كه تاريخ قديم ايران بيان و نمايش وضع آنان است . ولى ما ادلّهء كافى در دست داريم كه به موجب آن دولت ايران هميشه ، حتّى در بهترين روزهاى خود گرفتار بىپولى بوده است و چنين عملى ، كه طبرى مىگويد ، از پادشاه مقتدرى مانند شاپور اوّل كه ظاهرا به هنگام جلوس با دولت رم در جنگ بود Syncell ) ص 681 چاپ بن زناراس 18 / 12 ) و به‌هرحال مصمّم بود كه اين جنگ را به شدّت دنبال كند ، خيلى بعيد مىنمايد .