تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
503
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
شرح اعمال و ماجراهاى بهرام چوبين بوده است و الفهرست ( ص 305 ) از جملهء كتب متعدد نيمه تاريخى ايرانى « كتاب بهرام چوبين « 1 » » را نام مىبرد . چون دربارهء اين شخص در كتابهاى عربى و فارسى گزارشهاى كموبيش مفصّلى كه تعديل شده و بر اساس تاريخى استوار است در دست داريم و با اين همه پر از افسانه است ، بايد اصل همه را از همان كتاب بدانيم كه به گفتهء الفهرست ( در موضع مذكور ) جبلة بن سالم از پهلوى به عربى ترجمه كرده بوده است . دربارهء اين جبلة بن سالم من اطلاعى بيش از اين ندارم كه « كاتب هشام » بوده است ( الفهرست ص 244 سطر آخر ) . فقط دو مرد مشهور به نام « هشام » هستند كه احتياج به معرفى ندارند و مىتوان از ايشان چنان كه صاحب الفهرست كرده است به نام تنهاى « هشام » اكتفا كرد : يكى خليفهء اموى و ديگرى هشام بن محمد الكلبى ( متوفّى در 206 هجرى قمرى ) است . هشام خليفهء اموى در اينجا نمىتواند مراد باشد زيرا در زمان او هنوز چنين ترجمههائى نمىكردند ؛ مىماند هشام بن محمّد الكلبى كه در كتب تاريخ ادبيات و فهرست نام او بيشتر به ذهن مىرسد « 2 » . مىتوان حدس زد كه اين جبلة بن سالم ترجمهء كتاب بهرام چوبين را از پهلوى به عربى براى هشام بن محمد فراهم كرده است زيرا هشام آن را براى كتاب بزرگى كه دربارهء تاريخ عربها مىنوشته است لازم مىداشته است . براى آنكه هشام در تأليف اخبار وقايع عرب به وقايع تاريخ ايران كه در حقيقت يا به طور ادّعا معاصر وقايع مذكور بوده است نيز وارد مىشده است . از روى اين ترجمهء عربى ، كتاب فارسى مذكور در دسترس مسلمانان قرار مىگيرد و در شرح مجموع تاريخ ساسانيان داخل مىشود . البته ممكن هم هست كه در آخرين تحرير
--> ( 1 ) - البته به جاى « بهرام شوس » كه در متن الفهرست آمده است بايد « بهرام شوبين » خوانده و نوشته شود . ( 2 ) - اگر من متن الفهرست را در اينجا فهميده باشم بيان مؤلف صريح است در اينكه مقصود هشام بن محمّد كلبى است زيرا پس از ذكر هشام مىگويد : « ذكر او گذشت . » مقصود از « او » جبلة بن سالم نمىتواند باشد زيرا نام او ظاهرا براى نخستين بار در اين كتاب مىآيد . پس بايد مقصود همان هشام بن محمد باشد زيرا شرح آثار و كتب او در ص 95 از همان الفهرست آمده است .