تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

43

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

نگذشت كه از ابرسام نامه‌اى رسيد كه در آن خبر داده بود پادشاه اهواز بر سر او رفته و شكست خورده بازگشته است . پس از آن اردشير به اصفهان رفته پادشاه آن شاذ شاپور را گرفته بكشت « 1 » . پس از آن به پارس بازگشت و روى به جنگ نيروفرّ پادشاه اهواز نهاد . از راه ارگان و سمبيل و تاشان ( كه از ناحيهء رام هرمزد هستند ) به سرّك « 2 » رفت . از آنجا سواره با گروهى از يارانش تا كنار دجله كوچك ( دجيل ) رفته شهرى را كه ( در آنجا ) بود بگرفت و ( به جاى آن ) شهر سوق الاهواز « 3 » را بساخت و با غنيمت‌ها به پارس بازگشت . بار دوّم از راه گره و كازرون « 4 » به اهواز آمد و از آنجا به ميشان رفته پادشاه آن ، بندو ( ؟ ) را بكشت و شهر كرخ ميشان « 5 » را بساخت . پس باز به پارس

--> با آثار مرگ و هلاك تو آراسته خواهد شد . ( 1 ) - بار نخستين است كه در اينجا از ناحيه‌اى كه از نظر جغرافيائى كاملا از پارس جداست سخن مىرود . بجز آن در جاهاى ديگر از پادشاهان اصفهان خبرى نداريم . شاذشاپور بيشتر به نام شهر مىماند تا به نام شخص ؛ يا آنكه شاذ شكل قديم‌ترى است از شاه ؟ ( شاه در اصل خشايثيّه بوده است ) . ( 2 ) - ارگان شهرى است كه در قرون وسطى از آن فراوان ياد شده است و واقع بود ميان اهواز و پارس . دبده De Bode خرابه‌هاى آن را نزديك بهبهان امروز ديده است ( سفر در لرستان ج 1 ص 295 به بعد ) . مواضع مذكور ديگر همه واقع است در ولايت اهواز . رام هرمزد و تاشان ( امروز تاشون ؛ رجوع شود به دبده ، كتاب مذكور ص 344 به بعد ) هنوز هم هستند . سرّك ناحيه‌ايست كه دورك ( به واو مجهول ) در آن واقع است ( در جنوب غربى آن ) . تلفّظ نام سمبيل ( به مسافت يك‌روزه راه از ارگان ) نامعلوم است . ( 3 ) - دجلهء كوچك ( به عربى دجيل - Pasitigris همان كارون است . سوق الاهواز - خوجستان و جار ( به فارسى خوزستان بازار ) شهرى است كه معمولا به طور ساده اهواز خوانده مىشود . دخل و تصرّف اردشير در خوزستان به عنوان فرمانرواى آن دليل بر آنست كه پادشاه آن به كلّى مغلوب و منكوب شده بود . ( 4 ) - هر دو موضع هم‌اكنون در نزديكى شيراز هستند . جغرافىنويسان بيشتر هر دو را با هم ذكر مىكنند و گاهى هم به عنوان دو مرحله و دو منزل پشت سر هم ذكر شده است ( رجوع شود از جمله به اصطخرى ص 135 در بالا و مقدسى ص 456 س 10 و 496 س 12 ) . ( 5 ) - ميشان و يا ميشان ( به ياء مجهول ) و به يونانى مسنه و به عربى ميسان از قرار معلوم دولتى بود در ناحيهء بصره بر كرانهء دجلهء پائين ، و كم‌وبيش بايستى تابع دولت پارث بوده باشد . مركز آن « شهر سپاسينس » ، كرخ اسپسنا ( در كتيبه‌هاى پالمير از سال 151 م ) ، و به يونانى سپاسينو خركس و يا به طور ساده « شهر » ( كركا در كتيبه‌هاى پالمير از سال 193 م ) و خركس ناميده مىشد . ازاين‌رو معلوم مىشود كه « كرخ ميشان » همان « شهر