تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
487
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
ميان ساكنان آن نيز سامىنژاد وجود داشته است . سند موبد بودن او ضعيف است « 1 » . مزدك مىگفت كه همهء مردم يكسان آفريده شدهاند و عادلانه نيست كه ثروت و زن يكى بيشتر از ديگرى باشد . منابع عربى مدّعى نيستند كه او اصل ازدواج را لغو كرده بود ؛ امّا به زور گرفتن زنان كسى كه بيشتر از يك زن داشت و از ميان بردن امتيازات طبقاتى و مالى ناگزير به اين امر منجر مىگرديد . تساوى دائمى در ثروت فقط با اشتراك در ثروت قابل تصوّر است يعنى در صورت الغاء مالكيّت فردى ؛ و هركه بخواهد مالكيّت فردى را لغو كند بايد قانون ارث را از ميان بردارد و خانواده را نيز كه به نزديكترين وجهى با ارث مربوط است لغو كند . انحلال خانواده از طرف مزدكيان گاهى به جاهاى خيلى باريك كشيده است . اين مطلب از سخنان نويسندگانى كه گفتهاند : طولى نكشيد كه كودك ديگر نمىدانست پدر او كيست كمتر معلوم مىشود زيرا ممكن است اين سخن نويسندگان عربى از روى مبالغه و يا از روى نتيجهگيرى نادرست باشد ؛ امّا بيشتر از آنجا معلوم مىشود كه خسرو اول پس از جلوس خود اقداماتى براى اعادهء ازدواجهاى ازهمگسسته و براى حمايت كودكان مجهولالهويّه به جا آورده بود . از دستورهاى سخت پادشاه در اين باب برمىآيد كه اين گونه زيانها بيشتر متوجّه طبقات بالا بوده است و از اشاراتى كه در روايات است نيز معلوم مىشود . زيرا يك پادشاه ايرانى در آن وقت تا اين اندازه همّ خود را مصروف اموال و خانوادهء طبقات پائينتر نمىكرد . اما تعاليم مزدك در عمل به وسيلهء طبيعت خود مردم ، كه در اساس در همه جا يكسان است ، به مانع برمىخورد . كواذ كه مردى بود با ارادهء قوى و قدرت عمل « 2 » بىمحابا از فرقهء مزدكى براى از ميان بردن قدرت نجبا استفاده كرد ولى خود او نه گنجينههاى خود را تسليم ايشان كرد و نه زنان خود را . گفتار ابن المقفّع ( رجوع شود به فصل سلطنت كواذ و
--> ( 1 ) - حمزهء اصفهانى ص 107 ، امّا اين كلمه در نسخهء خطى ليدن نيست . در كتاب بيرونى ( موضع مذكور ) او را حتى موبدان موبد خوانده است . ( 2 ) - رجوع شود به صفحهء 172 ، زيرنويس شمارهء 1 .