تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
41
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
سختى در گرفت و اردشير خود به تن خويش بجنگيد و بلاش را بگرفت و بر شهر ( كرمان ) استيلا يافت و يكى از پسران خود را كه هم اردشير نام داشت حاكم كرمان كرد « 1 » . در كرانههاى درياى پارس پادشاهى بود به نام استوذ كه مردم او را مىپرستيدند . اردشير بر سر او بتاخت و او را به شمشير خود به دو نيم كرد و پيروان او را بكشت و گنجينههائى را كه در نهانخانههاى او بود برگرفت « 2 » . پس از آن به مهرك « 3 » ، پادشاه ابرساس ( ؟ ) از استان اردشيرخرّه ، و كسانى مانند او نامه نوشته همه را به طاعت خود خواند . چون آنان سرباززدند بر سرشان تاخته مهرك را بكشت . پس به سوى گور « 4 » رفته آن شهر را پىافگند و به ساختن كوشكى به نام تربال و آتشكدهاى
--> در آنجا در پاورقى 1 ص 96 يكى از صور قابل قبول را گلاش دانستهام ؛ اين شكل را درست در كلمهء كلاشگرد ، دهى واقع در نزديكى مرو ، پيدا كردم ( ياقوت ج 4 ص 297 ) ؛ نام فارسى اين ده قطعا گلاشگرد بوده است . بدين ترتيب مىتوانيم اين بلاش را با Vologesus كه سكّههاى او تا سال 28 - 327 م به دست آمده است يكى بدانيم . موردتمان ( گاهشمارى ساسانيان ص 4 ) معتقد است كه اين شخص خود را پس از سقوط ارتبان تا مدّتى در سمت شرقى مملكت ايران نگاهداشته بود . بنا بر اين ، متن ما تاريخ اين لشكركشى را كمى زودتر از تاريخ واقعى نشان داده است . ممكن است شهر ولاشگرد واقع در جنوب غربى كرمان نام خود را از اين شخص گرفته باشد ( ابن حوقل ص 226 س 8 و مواضع ديگر ) . ( 1 ) - شايد بناى شهر وهارتخشير - به اردشير كه عربها آن را بردسير و خود اهالى گواشير gu ) به جاى ( we كردهاند به آن مربوط باشد . اين شهر واقع بود در شمال شهر مركزى كرمان به مسافت دو روزه راه از آن ( ياقوت ج 1 ص 555 ؛ حمزه ص 46 ؛ ابن حوقل ص 225 و غيره ) . شايد كلمهء نرماشير ( امروز هم از شهرهاى معروف كرمان ) هم از نام اردشير تركيب يافته باشد . ( 2 ) - اين نخستين صورت معقول و صحيحى است از داستان جنگى كه اردشير ، به گفتهء كارنامك و فردوسى ( به نقل از كارنامك ) ، با اژدهائى كه معبود و مورد پرستش بوده است كرده است . استوذ ، و يا به هر نحوى كه بتوان آن را خواند ، از قرائت نادرست و تحريفات ديگر كلمهء پهلوى هفتانبخت ناشى شده است ( در شاهنامه هفتواذ ) . ( 3 ) - داستان مهرك ( شكل قديمتر آن مثرك ) از يكسوى مربوط است به جنگ با اژدها و از ديگر سوى به داستان تولّد هرمزد . ( رجوع شود به كارنامك و مطالب آينده ) . كارنامك نام مقرّ مهرك را ذكر نمىكند . ابرساس مذكور در طبرى ناشى از سوء فهم است . فردوسى به ميل خود مقرّ مهرك را شهر كهرم ( جهرم در نقشهها ) گفته است . اردشيرخرّه ( اردشير شكوه ) نامى است كه اردشير به شهر گور ( با واو مجهول ) و ناحيهء آن داده بود . ( 4 ) - به گفتهء حمزه ( ص 46 ) نام اين شهر مترادف با كلمهء گودال و مغاك است ؛ پس بايد آن را به واو مجهول خواند . نام اين شهر بعدها پيروز