تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
473
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
سالار ( فرمانده فرمانداران ) و واستريوشانسالار ( رئيس كل دارائى ) ديدهايم . دبيران « 1 » مذكور بههرحال براى مملكت اهميّت فراوانى داشتند . اين دبيران مخصوصا دفترهاى ( ديوانها ) همهء امور مالى مملكت را از دفاتر يكيك ولايات تا دفتر دخل و خرج كلّ مملكتى در دست داشتند . از مطالبى كه در فصول مربوط به پادشاهى خسرو اول و خسرو دوم ديدهايم معلوم مىشود كه براى ادارهء مملكت و مخصوصا دربار دفتر و صورت مجلس تنظيم مىكردند . فهرستها و صورتهاى مالياتى عرب نيز تا نيم قرن پس از فتح ايران در نواحىاى كه از آن ايران بود به فارسى نوشته مىشد و اين فهرستها و صورتها به دست دبيران ايرانى تنظيم مىگرديد ( بلاذرى ص 300 و الفهرست ص 242 ) . تحرير فرمانهاى پادشاه نيز به دست اين دبيران بود . تمام مملكت ساسانى دستكم به چهار ناحيه ( شايد به فارسى ساسانى كوست ) تقسيم مىشد و در رأس هر ناحيهاى يك پات كوسپان يا پاذوسپان قرار داشته است ( رجوع شود به فصل پادشاهى خسرو اوّل ) . اين پاذوسپان چه اختيارات و قدرتى بر حكّام اصلى ولايات داشتهاند معلوم نيست . شايد پاذوسپان در عين حال حاكم يكى از ولايات نيز بوده است . دستكم حاكم اصفهان به هنگام فتح عرب پاذوسپان ناميده مىشد ( بلاذرى ص 312 ) . مرزهاى ولايات « 2 » با يكديگر برطبق معمول مشرقزمين در تغيير بوده است ؛ امّا به طور كلى تقريبا به همان نحو دورهء اوّل خلافت اسلامى بوده است ؛ زيرا عربها همه چيز را تا آنجا كه ممكن بود در سرزمينهاى فتح شده به همان حالت سابق نگاه مىداشتند . اين مرزها از بسيارى جهات با همان مرزهاى دورهء هخامنشيان تطبيق مىكرده است . در رأس ولايت ، چنان كه يعقوبى به حق متذكّر شده است ، مرزبان قرار داشت . از جمله ولايات كه
--> ( 1 ) - رجوع شود به فصول مربوط به پادشاهى شاپور دوم و خسرو اوّل . ( 2 ) - معلوم نيست كه در فارسى به ولايت چه مىگفتهاند . در عربى بلده خوانده مىشود .