تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
39
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
اردوان نامهء سختى به او نوشت و در آن گفت كه پابك و پسرش اردشير با كشتن مردم سر از فرمانبرى پيچيدهاند . پابك به آن نامه نپرداخت امّا در آن روزها بمرد و پسرش شاپور تاج بر سر نهاده به جاى پدر بنشست و به اردشير نوشت تا پيش او بيايد . امّا اردشير سرباززد . شاپور به خشم آمد و سپاهى فراهم كرد و براى جنگ به سوى او رهسپار شد . چون از استخر ( بيرون آمد و بر سراى خماى « 1 » بر سر راه دارابگرد فرودآمد ، پارهاى از بنا بر سر او فروريخت و او را بكشت . پس از شنيدن اين خبر اردشير به سوى استخر راه افتاد ) « 2 » ؛ در آنجا چند تن از برادران خود را بديد . با آنكه برخى از آنها به سال از او بزرگتر بودند همه جمع شدند و تاج و تخت شاهى را بياوردند و او را گردن نهادند . اردشير تاج بر سر نهاد و بر تخت بنشست و از خود توانايى و كوشش نشان داد و گروهى را مراتب و پايههاى معيّن « 3 » داد و مردى را به نام
--> ( 1 ) - خماى زن اساطيرى است كه در اوستا هم ( يشت 139 / 13 ) به نام هما ذكر شده است . اين زن در داستانهاى متأخّر ايرانى مقامى نظير مقام سميراميس را داراست . از آثار او سه بناى بزرگ در نزديكىهاى استخر ذكر كردهاند ( طبرى ، حمزه ص 31 ، دينورى ، مسعودى ج 4 ص 76 ) . قصرى كه ذكرش در اينجا آمده است بايد در يك يا دو فرسخى استخر باشد . به هر حال اين قصر از بناهاى دورهء هخامنشى است ( مطالب مجمل التواريخ مذكور در سفرنامهء اوزلى ج 2 ص 360 معمولا منقول از حمزه است ) . ( 2 ) - طبرى قسمت ميان دو علامت ( ) را از قلم انداخته است . ما اين قسمت را از روى نسخهء سپرنگر كه از روى همان مآخذ طبرى نوشته است نقل كرديم . ( 3 ) - چنان كه از تاريخ دورهء هخامنشيان نيز برمىآيد ايرانيان به عناوين و درجات خيلى علاقه داشتهاند . تكامل آن در زمان شاپور دوّم انجام يافته است ( رجوع شود به كارنامهء شهداى سريانى ) . شايد اين تكامل به جهت نفوذ تشكيلات مشابهى بوده است كه در امپراطورى رم اتّفاق افتاد و از عهد ديوكلسين به بعد رو به فزونى نهاد . امّا اينكه اردشير در اين قسمت ترتيبات وسيعى داده باشد محلّ ترديد است . گفتار مسعودى ( ج 2 ص 153 به بعد ) كاملا روشن نيست . ابن قتيبه در عيون الاخبار ( نسخهء پترسبورگ ) از ابن المقفّع نقل مىكند كه اردشير طبقات چهارگانه را برقرار ساخت . شايد اين امر با چهار يا سه طبقهء اجتماعى قديمى مربوط باشد ( روحانيان ، جنگجويان ، كشاورزان ؛ گاهى پيشهوران را هم ذكر مىكنند . مسعودى ج 2 ص 162 نامهاى به اردشير نسبت مىدهد كه در آن تغيير و اصلاحى در اين وضع ديده مىشود . اين نامه در عيون الاخبار هم ذكر شده است ) . به هر حال اين عناوين و درجات كه غالبا ارثى بودند در زمان ساسانيان اهميّتى بيش از پيش يافتند . احتمال مىرود كه معادل فارسى درجه ، « پايك » و « پايه » بوده است ( در عربى مرتبه ، در سريانى درگا ؛ رجوع شود به كارنامهء شهدا ج 1 ص 34 ؛ در يونانى اكسيوما ) .