تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
452
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
آغاز سال نو ايرانى اتفاق افتاده است . روايت لاند ( قصص سريانى ج 3 ص 260 س 20 - 16 ) نيز با مطلب فوق موافق است آنجا كه گفته است كواذ در زمستان اينديكسيون دهم وفات يافته است . روايت معمولى هم مدت سلطنت او را چهل و سه سال گفته است و بر روى سكّههاى او شمارههاى تا سال چهل و سوم ديده مىشود . سلطنت برادر او جاماسپ هم در دورهء سلطنت او اتفاق افتاده است . بر سكّههاى جاماسپ شمارهء سالهاى از 1 تا 3 هست و او با اين ترتيب مىخواسته است سلطنت خود را صريحا به عنوان سلطنت جديد و مستقل بشناساند . امّا همينكه كواذ دوباره در ميدان ظاهر شد بر سكّههاى خود سالهاى سلطنت خود را نقش كرد و سالهاى سلطنت جاماسپ را جزو سالهاى سلطنت خود حساب كرد و او را به عنوان غاصب اعلام كرد « 1 » . اين نقش سالهاى سلطنت بر روى سكّهها از سال يازدهم سلطنت او شروع مىشود و چنان كه گفته شد تا سال چهل و سوم سلطنت او ادامه مىيابد . سال چهل و سوم سلطنت او سالى است كه با بيستم ژوئيهء 498 آغاز مىگردد . سكههاى سال مذكور بايد نادر باشد زيرا او در اين سال قسمتى از خاك مملكت را در دست داشته است و همان سالى بوده است كه برادرش آن را سال سوم سلطنت خود مىشمرده است و ما سكّههائى از آنكه در قسمتهاى مختلف مملكت ضرب شده است مىشناسيم . بنابراين نخستين سال سلطنت جاماسپ سالى بوده است كه با بيستم ژوئيهء 496 مسيحى آغاز شده است . همچنين سال برگشت مجدد كواذ به سلطنت كه سال يازدهم سلطنت اوست ، سالى بوده است كه در بيستم ژوئيهء 498 مسيحى آغاز شده است . روايت به حق ده سال نخستين سلطنت
--> ( 1 ) - عجيب است كه به نظر موردتمان ممكن است كه يك شاه شرقى در وضع كواذ ، سالهاى طرد از سلطنت خود را بعدا به عنوان سالهاى قانونى رقيب خود شناخته باشد . اينكه كواذ تاريخگذارى بر روى سكّهها را پس از بازگشت به سلطنت به مقصد معيّنى انجام داده است امرى آشكار است ، چنان كه پيروز و جاماسپ نيز اين كار را كردهاند . تعيين قطعى سال مرگ پيروز فرض موردتمان را بىاساس مىسازد .