تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

435

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

به امر مهمى نمىكند مگر آنكه ستاره‌شناس دربارى قبلا براى آن امر ، روز سعدى را تعيين كرده باشد . شاهنشاه در امور مربوط به احكام نجوم برطبق سنن بابلى عمل مىكرده است « 1 » و اين سنن با گاه‌شمارى ايران ارتباطى نداشته است : پس چه روزى براى تاجگذارى رسمى مناسب‌تر از روزى مىشد كه هم آغاز هفته و هم آغاز سال شمسى و هم آغاز سال قمرى باشد ؟ مانى هم اين روز جشن را كه در آن همهء مردم طبعا در كوچه‌ها و بازارها مىگشته‌اند براى روز دعوت آشكار خود برگزيده بود . « 2 » به‌هرحال ممكن است شاپور چند ماه پيش از تاجگذارى رسمى به سلطنت رسيده باشد . آگاثياس مدت سلطنت شاپور اول را سى و يك سال گفته است و روايت طبرى و هشام نيز با افزودن چند ماه بر آن با آن مطابقت دارد « 3 » . مؤلفان عربى ديگر مدت سلطنت شاپور را سى سال گفته‌اند ( مؤلفان عربى با افزودن يك ماه يا 15 روز و فردوسى با افزودن دو ماه ) ، و الياس نصيبينى نيز مدت سلطنت او را سى سال گفته است ولى سلطنت اردشير را به جاى 14 سال و 10 ماه ، 15 سال گفته است . به‌هرحال حجيّت روايت نخستين بايد بيشتر باشد . آخرين سال كامل سلطنت شاپور اول ( يعنى سال سى و يكم ) سال 272 مسيحى است كه در 14 سپتامبر به آخر مىرسد و تاريخ مرگ او پس از اين تاريخ است . از اينكه مانويان در سال بيستم سلطنت او در جرمايه ( Garamaea ) مستقر شده‌اند « 4 » و از اينكه جنگهاى شاپور با اذينه ( Odenath ) تا سال 265 مسيحى ادامه داشته است اين‌قدر روشن مىگردد كه

--> ( 1 ) - منجمان بابلى آن عصر نمىتوانستند از لحاظ علمى در پايهء كلدانيهاى هزار سال پيش از ايشان باشند . ( 2 ) - محل ذكر روز دعوت مانى را گوت‌شميد براى من نشان داده است . تمام اين محاسبات حاصل مكاتبات ميان من و او بوده است ، امّا قسمت بيشتر محاسبات از اوست . تواريخ نجومى را آقاى وينكه از روى محبت براى من استخراج كرده است ( از روى نصف النّهار بغداد ) . ( 3 ) - ارقام ماهها در اين روايات مختلف است . ( 4 ) - موزينگر 65 .