تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
425
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
است . اضافهء ماهها و روزها به سالهاى سلطنت پادشاهان كه با آن مواجه مىشويم طرز محاسبهء مذكور را باطل نمىسازد زيرا ممكن است اين ماهها و روزها براى تعيين بقيّهء عمر او در آخرين سال زندگيش باشد ( در آينده مثالهاى اطمينانبخشى براى اين نظر خواهيم ديد ) ولى در حاصل جمع سالهاى سلطنت او به حساب نيامده باشد . اينكه مؤلّفان عرب تمام اين ارقام را مدّت حقيقى سلطنت مىپندارند و ماهها و روزها را نيز در حاصل جمع سالهاى سلطنت حساب مىكنند به هيچ وجه دليل اين نيست كه از آغاز همچنين بوده است . بلكه بايد تعجّب كرد كه چرا اين مؤلفان عربى از ملاحظهء اينكه مدت سلطنت بيشتر پادشاهان ، بنا به فرض ايشان ، همه سالهاى كامل بىكسر ماه و روز بوده است يكّه نخوردهاند . با اين همه احتمال زياد مىرود كه ذكر سالهاى سلطنت با افزودن كسر ماهها و روزها دستكم در قسمتى از فهرستهاى قديم نيز براى تعيين مدّت واقعى سلطنت بوده است . در ضمن سلطنت پادشاهان آخر ساسانى شايد سلطنت هرمزد پنجم را نيز چنين حساب كردهاند . لازم نيست كه از اين نظر در فهرستهاى قديمتر پيروى از اصل واحدى را فرض كرد . امّا طبيعى بوده است كه فهرستهاى آشفتهء مربوط به دوران هرج و مرج آخر ساسانيان مدّت سلطنت پادشاهان آخر را با سالهاى كامل حساب نكنند ؛ زيرا هيچكدام از اين پادشاهان يك سال تمام و حدّ اقل شش ماه تمام سلطنت نكردهاند . يعقوب رهاوى در اينجا نيز به اصل تاريخگذارى خود وفادار مانده است و براى سلطنت شيرويه يك سال به حساب گذاشته است يعنى سال 939 سلوكى ( آغاز آن اوّل اكتبر 627 م ) . از زمانى كه نخستين سكّه از كواذ شيرويه با تاريخ سال دوم سلطنت پيدا شد مسلّم گرديد كه پادشاهان ايران پس از جلوس به تخت آغاز نخستين سال تقويمى را آغاز دومين سال سلطنت خود حساب مىكردهاند و اين مطلب را سن مارتين « 1 » قبلا پذيرفته بود . بنا بر اين ، در دوران حقيقى
--> ( 1 ) - سن مارتين در شرح لوبو Lebeau ج 4 ص 262 و جاهاى ديگر .