تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

422

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

ترتيب دهد « 1 » . فهرست ساختگى موسى بن عيسى ( تاريخ حمزهء اصفهانى 19 به بعد ) مطلقا به درد نمىخورد ، اين شخص حتى چند پادشاه تازه از خود جعل كرده است . ارقام هشام بن الكلبى ( تاريخ حمزهء اصفهانى ص 99 به بعد ) نيز خوب نيست . اين ارقام براى آن درست شده است كه با جدول پادشاهان حيره كه فقط قسمت اخير آن تا اندازه‌اى قابل اعتماد است ، منطبق شود . طبرى كه همين سالهاى هشام را براى امراى حيره ذكر كرده است « 2 » ، براى پادشاهان ايران از روى منابع ديگر ارقام صحيحى را به دست داده است ولى بعد ناگزير شده است كه در بعضى قسمت‌ها عمل تطبيق سالهاى سلطنت اين دو خاندان را كنار بگذارد . شايد هم هشام در نوشته‌هاى ديگر خود گاهى ارقام درست‌ترى ، دست‌كم براى بعضى از پادشاهان ساسانى ، به دست داده باشد ( كه طبرى از روى آن نقل كرده است . - مترجم ) . در شاهنامه ، كه در آن ارقام مذكور در متن را بايد در نظر گرفت نه ارقام مذكور در عناوين را ، سالهاى سلطنت پادشاهان ساسانى از اردشير دوم تا بهرام پنجم به ندرت موجود است ، امّا آنچه دربارهء ديگر پادشاهان گفته است چندان بد نيست . فهرست‌هايى كه به نحو تصنّعى تصحيح شده است مىتواند بعضى ارقام احتمالى

--> ( 1 ) - گوت‌شميد براى من نوشته است كه بهرام جدول خود را به طور كامل از روى كتاب يهودى سدر الام زوتّا تهيّه كرده است . ( 2 ) - فهرستى كه هشام از پادشاهان حيره ترتيب داده است با ارقامى كه در نسخهء خطى تاريخ حمزهء اصفهانى ( در اين قسمت در چاپ گوتوالد بسيار دستكارى شده است ) و تاريخ طبرى آمده است تأييد مىگردد . طبرى جمع سالهاى سلطنت اين خاندان را 528 سال و 8 ماه گفته است و اين با حاصل جمع يكايك سالهاى سلطنت پادشاهان حيره كه حمزه ذكر كرده است مطابق است . در اينجا بايد از امرؤ القيس بن نعمان كه در فهرست اسامى اين خاندان گنجانيده شده است صرف‌نظر كرد ( رجوع شود به 104 از چاپ گوتوالد ) و سالهاى سلطنت اياس بن قبيصه را بايد به جاى « هفت » ، « نه » خواند و تطبيق آن با سالهاى سلطنت ساسانيان نيز چنين اقتضا مىكند . يكايك ارقام مذكور در طبرى را فقط در مواضع كمى مىتوان از روى حمزه تصحيح كرد حتى آن ارقامى را كه حاصل جمع مذكور تأييد مىكند . كلمات « تسع » و « سبع » فقط از روى جاى نقطه‌ها از هم تميز داده مىشود ولى بيشتر اين نقطه‌ها را نمىنويسند . بنا بر اين اختلاف « تسع » و « سبع » را نمىتوان چندان ناشى از اختلاف دو روايت دانست .