تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
417
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
به شاهيش برداشتند . او در آن هنگام سخت جوان بود « 1 » . آنگاه او را به مدائن بردند و فرّخزاذ خسرو را پس از آنكه يك سال پادشاهى كرده بود به نيرنگهائى بكشتند و مملكت بر يزدگرد قرار گرفت « 2 » . اما پادشاهى او در برابر پادشاهى پدرانش همچون
--> داشته است . اين حادثه بايد ميان شانزدهم ژوئن 632 و شانزدهم ژوئن 633 م اتفاق افتاده باشد زيرا يزدگرد آغاز سال سلطنت خود را از آغاز سال ايرانى همان سال جلوس خود مىشمارد و اين همان تاريخى است كه مبدأ تاريخ پارسيان است . فردوسى تاريخ واقعى جلوس يزدگرد را در روز ارد از ماه سپنديارمذ يعنى روز بيست و پنجم ماه دوازدهم قرار مىدهد . اگر گفتهء فردوسى درست باشد سال اول سلطنت يزدگرد سوم فقط شش روز مىشود كه من صحت آن را تضمين نمىكنم . ( 1 ) - به گفتهء سعيد بن البطريق و ابن قتيبه او 15 ساله بوده است و به گفتهء دينورى او در آن هنگام 16 ساله بوده است . بايد روايت بعدى طبرى صحيحتر باشد كه مىگويد يزدگرد اصلا 28 سال عمر كرده است و از اين روايت چنين نتيجه مىشود كه او به هنگام جلوس فقط كودكى هشتساله بوده است . در سكههائى كه از سال دهم سلطنتش در دست است صورت او ريش ندارد . ( 2 ) - ظاهرا پيش از آن مبارزات شديدى روى داده بوده است . سبئوس مىگويد كه سلطنت يزدگرد را در آغاز در قسمت مشرق مملكت و در آذربايجان به رسميت نشناختند و در بلاد آشور سپاه خرهان اطاعت او را گردن ننهادند . دربارهء مقاومت مردم در تيسفون از جاى ديگر خبرى نداريم و همينطور از حوادث آذربايجان و مشرق ايران . دينورى مىگويد كه يزدگرد با آزرميدخت نيز جنگيده است . آنچه در اين باره مىتوان گفت اين است كه رستم كه آزرميدخت را برانداخته بود در عين حال يا بىدرنگ پس از آن از سلطنت يزدگرد پشتيبانى كرده بود ، زيرا او كمى پس از آن ( سال 638 م ) در جنگ با عرب سپاهسالار مملكت ايران گرديد ، همچنان كه برادرش خرهزاذ نيز مقامى عالى داشته است . در گزارشهاى ايرانى و عربى از پادشاه ديگرى به نام هرمزد كه در برابر يزدگرد مدعى سلطنت بوده است اثرى نيست ولى ما از سالهاى اول و دوم سلطنت او سكههائى در دست داريم ( بارتولومئى تصوير 31 ، تاريخ سكهشناسى N . S . XIII لوحه IX شماره 6 ) . الياس نصيبينى اين خبر را به طور كوتاه ذكر كرده است . ميخائيل ( در موضع مذكور در فوق ) و ابن العبرى در تاريخ سريانى ص 105 مىگويند كه او با يزدگرد بر سر تاج و تخت جنگيده است . سبئوس او را از نوههاى خسرو مىشمارد و در بروسه ( مجموعهء تواريخ ارمنى ج 1 ص 87 ) اين خبر مهم هست كه سپاهيان خرهان در نصيبين هرمزد را در برابر آزرميدخت به سلطنت برداشتند . اين خبر با خبر مقاومتى كه اين سپاهيان بنا به گفتهء سبئوس در برابر يزدگرد نشان دادهاند سازگار مىآيد . چون هرمزد در ناحيهء نصيبين ( سرزمين آشور ) حكومت مىكرده است روشن مىشود كه چرا الياس نصيبينى و نويسندگان ارمنى و مؤلفان يونانى او را