تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

400

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

خود بدريد و زار بگريست و بفرمود تا تن او را به ستودان ببرند . آنگاه جنازه را به ستودان بردند و بزرگان و ديگر مردمان آن را تشييع كردند . پس شيرويه بفرمود كه كشندهء خسرو را بكشتند . پادشاهى خسرو سى و هشت سال بود و كشته شدن او در ماه روز « 1 » از ماه آذر بود . شيرويه هفده تن از برادران با فرهنگ و دلير و آزادهء خود را كشت « 2 » و اين همه را به مشورت وزير خود پيروز « 3 » و آغالش شمطا پسر يزدين كرد . اين

--> آورد . داستان تعويذ و بازوبند كه وسيلهء بىفايده‌اى براى دفع سرنوشت بوده است فقط در طبرى آمده است . يكى از نويسندگان متأخر ارمنى هم گفته است كه خسرو را با تبر كشتند ( مجموعهء بروسه ج 1 ص 85 ) . بنا به روايت ارمنى ديگر ( ژورنال آزياتيك سال 1866 ج 1 ص 210 ؛ مقايسه شود با السّمعانى 91 III , I , و « توماس مرگائى » ) خسرو را با شمشير كشتند . يكى از شعراى عرب ( به نقل ابن هشام ص 46 و جواليقى ص 118 و 128 و جوهرى به نقل زاخااو ) گفته است كه پسران او ويرا با شمشير كشتند . به گفتهء ثئوفانس ص 502 او را تيرباران كردند . حقيقت امر به درستى معلوم نشده است . آنچه مسلّم است اين است كه او را بىسر و صدا به دستور پسرش كشته‌اند و ظاهرا بزرگان بر او فشار آورده‌اند . ( 1 ) - « روز ماه » نام روز دوازدهم از ماه ايرانى بوده است . تاريخ مذكور مطابق است با بيست و نهم فوريهء سال 628 م . بنا به روايت فوق خلع خسرو روز بيست و پنجم فوريه اتفاق افتاده بوده است . فاصلهء ميان اين دو روز مطابق است با آنچه در نامهء هراكليوس آمده است ( در آخر كرنيكن پاسكاله ، مقايسه شود با ثئوفانس ) . اما هراكليوس تاريخ خلع را بيست و چهارم فوريه و تاريخ قتل را بيست و هشتم فوريه گفته است . علت اين اختلاف شايد به گفتهء گوت‌شميد آن بوده است كه راوى او در محاسبهء دو تاريخ از جدولى استفاده كرده است كه از سال كبيسه آگاهى نداشته است . به هر حال تاريخ مذكور در روايت ايرانى بيشتر از محاسبهء هراكليوس صحت دارد با آنكه هراكليوس خود معاصر خسرو بوده است . ( 2 ) - در تاريخ حمزهء اصفهانى و در نسخهء خطى سپرنگر نام 18 برادر شيرويه آمده است ولى ترتيب نامها و حتى املاى آن در اين دو مأخذ متفاوت است . حتى گاهى در يك نام بخصوص نيز اختلافاتى مشاهده مىشود . اما اگر نسخهء خطى تاريخ حمزهء اصفهانى موجود در ليدن با مجمل التواريخ مقايسه شود ، جز در موارد بسيار كم ، ميان آن دو انطباق ملاحظه خواهد شد . سعيد بن البطريق ( ج 2 ، ص 253 ) و ابن قتيبه ( ص 329 ) نيز عدد برادران شيرويه را 18 نوشته‌اند ولى يعقوبى و طبرى شمارهء آنان را 17 گفته‌اند . فردوسى و دينورى اين شماره را 15 دانسته‌اند . توماس مرگائى ( السّمعانى 91 ، ( III , I 24 و سبئوس ارمنى ( ژورنال آزياتيك 1866 ج 1 ص 202 ) 40 نوشته‌اند . اين منابع دربارهء چگونگى قتل ايشان نيز توافق ندارند . به گفتهء فردوسى و توماس مرگائى كشته شدن اين برادران به دستور شيرويه نبوده است در صورتى كه ثئوفانس ( ص 502 ) مىگويد شيرويه ايشان را پيش چشم پدرشان به قتل رسانيد . اينكه او قتل مردان‌شاه وليعهد تعيين‌شدهء خسرو را با تأكيد نقل مىكند براى خود امرى موجّه است . ( 3 ) - در ترجمهء فارسى طبرى و در مجمل التواريخ ( چاپ طهران ص 96 ) به جاى اين شخص ، برمك پسر پيروز جد برامكه را گذاشته‌اند . اين گفته ، در آخرين بررسى ، به طور قطع ناشى از خبث يكى از دشمنان اين خاندان مشهور است .