تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

390

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

پايهء نادانى و بىخردى و رفتار زشت خود را بدانى « 1 » : 1 - پاسخ ما به آنچه دربارهء هرمزد ، پدر ما ، گفته‌اى چنين است : نابكاران و سركشان هرمزد را بر ما برانگيختند چندان كه بر ما تهمت بست و كينه و دشمنى ما را بدل گرفت . چون او از ما برگشت و انديشه‌اش دربارهء ما به بدى گرائيد در بيم شديم و از دربار او دورى گزيديم و به آذربايگان رفتيم و همگان آن را بدانستند و كار ملك روى به سستى نهاد . چون از آنچه به او رسيده بود آگاه شديم از آذربايگان روى به دربار او نهاديم . در اين ميان بهرام دو روى با سپاهيان فراوان كه از بزهكاران كشتنى گرد آورده بود از اطاعت ما بيرون شد و بر ما تاخت و ما را از پايتخت بيرون كرد . ما به سرزمين روم بگريختيم و از آنجا با سپاه و ابزار جنگ روى به مملكت خود نهاديم و با بهرام بجنگيديم . بهرام از ما بگريخت و به تركستان شد و داستان هلاك و نابودى او در آنجا بر همگان معلوم است . چون مملكت از آن ما شد و پادشاهى بر ما استوار گشت و به يارى خدا زيردستان خود را از لب پرتگاه بلا و آفات رهانيديم با خود گفتيم : بهترين چيزى كه بايد پادشاهى خود را با آن آغاز كنيم و سياست خود را از آن ابتدا كنيم خونخواهى پدر ما و گرفتن انتقام او و كشتن كسانى است كه در خون او دست داشته‌اند و پس از آنكه اين انديشه را به عمل آورديم و به مقصود خود رسيديم مىتوانيم به ديگر كارهاى مملكت خود برسيم . پس همهء كسانى را كه در خون او دست داشتند و در آن كوشش و يارى كرده بودند بكشتيم . 2 - پاسخ ما به آنچه دربارهء پسران ما گفتى چنين است : همهء پسران ما بجز آنان كه خداوند از ما بازگرفت درست اندام بودند . ليكن ما بر شما پاسبانان گماشتيم تا نگذارند به كارهائى كه به شما مربوط نباشد دست يازيد زيرا بيم داشتيم كه از شما بر مملكت و رعيت زيانى برسد . پس ما براى پوشاك و سوارى و ديگر نيازمندىهاى شما مخارج فراوان كرديم كه خود آن را مىدانى . اما تو را به ويژه سرگذشتى است و آن چنين است : ستاره‌شماران در

--> ( 1 ) - من همان ارقامى را كه در برابر يكايك موارد اعتراض گذاشته بودم در برابر پاسخهاى مربوط به آن اعتراضات نيز مىگذارم .