تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

356

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

ايران رو به تنگى مىرفت . پيغمبر ( ص ) گفته بود : « امروز عرب داد خويش از عجم بگرفت » . مردم آن روز را به ياد داشتند و پس از آن دانستند كه آن روز ذوقار بوده است . چون سپاه‌هاى ايران نزديك شدند قيس بن مسعود « 1 » شبى در نهان پيش هانى رفت و گفت : « سلاحهاى نعمان را به مردم خود بده تا قوى گردند . اگر هلاك شدند سلاحها نيز از دست مىرود و تو جانب حزم را گرفته باشى و اگر پيروز شدند آن سلاحها را به تو بازمىگردانند » . هانى چنين كرد و زره‌ها و سلاحها را بر نيرومندان و چالاكان قوم خود بخش كرد . چون سپاهيان ايران به قبيلهء بكر نزديك شدند هانى فرياد زد : « شما را تاب سپاهيان خسرو و همدستان عرب او نيست ، پس روى به بيابان نهيد » . مردم در شتاب افتادند . پس حنظلة بن ثعلبة از جاى برجست و گفت : « تو رهائى ما را خواستى اما جز آنكه ما را به نابودى بيندازى كارى نكردى » . آنگاه مردم را برگردانيد و بند كجاوه‌ها « 2 » را ببريد تا مردان بكر نتوانند به هنگام گريز زنان خود را به همراه برند و از اين روى او را مقطّع الوضن خواندند يعنى برندهء بند كجاوه‌ها و نيز مقطّع البطن خواندند و بطن بند پالان باشد . حنظله براى خود در سيلگاه ذوقار خرگاهى بزد و سوگند خورد كه نگريزد مگر كه خرگاه او بگريزد . برخى از مردم رفتند و بيشتر برگشتند و آب پانزده روزه برداشتند . در اين ميان ايرانيان برسيدند و در خم ذوقار به جنگ پرداختند . ايرانيان از تشنگى بناليدند و روى بگريز نهادند و نايستادند و به جبابات بگريختند « 3 » . قبيلهء بكر و عجل كه اوائل

--> ( 1 ) - اين قيس را خسرو بعدها در ساباط به زندان افگند و اين معنى با شعرى كه اغانى ( ج 2 ص 133 به بعد ) از او نقل كرده است تأييد مىشود . به گفتهء اغانى علت زندانى شدن او آن بوده است كه او به خسرو قول داده بوده است كه از راهزنىهاى قبيلهء بكر ممانعت كند ولى اين قول را به جاى نياورده بوده است . واقعه‌اى كه طبرى در اينجا نقل مىكند ، خواه تاريخى باشد يا نه ، ممكن است دليل آن باشد كه او را به علت تفاهم با هم‌قبيله‌اىهاى خود مقصر شناخته بوده‌اند . در اشعارى كه بعدا مذكور خواهد شد ، اعشى شاعر كه از طرفداران قبيلهء بكر بوده است او را متهم مىسازد كه در جنگ مذكور از خود ترسوئى نشان داده بوده است . ( 2 ) - در اين كجاوه‌ها زنان و كودكان بوده‌اند . ( 3 ) - با آنكه در اينجا و در اغانى از جزئيات و تفاصيل متعدد اين جنگ سخن به ميان آمده