تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

28

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

است مىتوان نتيجه گرفت كه شاهنامهء منثورى كه اين شاذان در تدوين آن دست داشته حاوى اين گونه قصّه‌هاى فرعى بوده است ، گرچه ممكن است فردوسى بعضى از اين قصّه‌ها را از جاى ديگر گرفته باشد . جالب توجّه اين است كه همين ابو منصور بن عبد الرزّاق حاكم كه دستور تدوين شاهنامه را داده بوده است بنا به گفتهء بيرونى نسب‌نامه‌اى جعلى براى خود درست كرده بوده است تا نسب خاندان خود را به منوچهر برساند . نظاير اين امر در ميان ايرانيانى كه تازه به قدرت مىرسيده‌اند معمول بوده است « 1 » . از دست رفتن اين شاهنامهء منثور را دست‌كم حماسهء فردوسى كه از روى آن نظم شده است جبران مىكند . به هر حال بايد طبرى را مهم‌ترين منبعى دانست كه خداينامه و كتب مربوط به آن را براى ما عرضه داشته است . دربارهء سعيد بن البطريق و ابن قتيبه و يعقوبى پيش از اين سخن گفته‌ام . نويسندهء قديم‌تر ديگر ابو حنيفه احمد بن داود دينورى « 2 »

--> ( 1 ) - اين شاهنامه جز شاهنامهء شاعرى به نام ابو على محمد بن احمد بلخى ( كه من نام او را در جاى ديگر نديده‌ام ) است . اين شاعر ادّعا كرده است كه از ترجمهء عربى خداينامه ابن المقفّع استفاده كرده است . بيرونى در صفحهء 99 كتاب خود از اين شاهنامه مطلبى دربارهء آفرينش جهان نقل مىكند كه شباهت زيادى با نقل حمزهء اصفهانى از ابستا ( كتاب دينى ) دارد و نيز شباهت زيادى با مندرجات فصل 34 كتاب بندهشن دارد كه بيشتر از اوستا ( اپستاك ) نقل مىكند ؛ امّا نقل بيرونى مفصّل‌تر است . عدم ارتباط منبع بيرونى با حمزهء اصفهانى از آنجا معلوم مىشود كه لقب گيومرث در كتاب بيرونى گرشاه است نه گل شاه ( چنان كه راوى حمزهء اصفهانى تلفّظ كرده است ) . بنا به گفتهء حمزهء اصفهانى اين موضع در خداينامه هست امّا در خداىنامهء ابن المقفّع و محمد بن الجهم نيامده است . اگر اين مطلب در اصول و مآخذ ابن المقفّع و محمّد بن جهم وجود داشته است علت عدم ذكر ايشان بيم از اصحاب دين بوده است ؛ فردوسى نيز نمىتوانسته است اين قبيل مطالب را نقل كند . ( 2 ) - ابن الاثير ج 7 ص 329 ؛ مقايسه شود با الفهرست ص 78 و مسعودى ج 3 ص 442 . از كتاب تاريخ ابو حنيفه در جائى سخنى نرفته است . تنها نسخهء شناخته‌شده از كتاب او در كتابخانهء مؤسّسهء زبانهاى شرقى وزارت امور خارجه در سن پترسبورگ است ( فهرست روزن ص 14 به بعد ) . اين دانشمند با فرستادن قسمتى از رونوشت اين كتاب كه مربوط به تاريخ ساسانيان است دوستى و مساعدت زيادى در حق من نشان داده است .