تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

337

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

پادشاهى بيشتر از بهرهء تو نيست . » آنگاه عدى بن زيد به سوى كليسا رفت و سوگند ياد كرد كه او را هجو نكند و كارى به زيان او نكند و هيچ نيكى از او بازندارد . چون عدىّ بن زيد از اين سوگند فارغ شد ، عدىّ بن اوس بپاخاست و سوگندى بمانند سوگند او خورد كه همواره او را هجو كند و تا زنده است به زيان او بكوشد . نعمان روى به راه نهاد تا در حيره در خانهء خود فرودآمد . پس عدىّ بن مرينا اين اشعار را خطاب به عدىّ بن زيد گفت : الا ابلغ عديّا عن عدىّ * فلا تجزع و ان رثّت قواكا هياكلنا تبرّ لغير فقر * لتحمد او يتمّ به غناكا فان تظفر فلم تظفر حميدا * و ان تعطب فلا يبعد سواكا ندمت ندامة الكسعىّ لمّا * رأت عيناك ما صنعت يداكا « هان ! از عدىّ ( بن اوس ) به عدىّ ( بن زيد ) برسان و بيم مدار ، اگرچه نيروهاى تو سستى پذيرفته است « 1 » ؛ كه كليساهاى ما نيكى مىكنند امّا نه براى درويشان بلكه براى آنكه تو را بستايند و يا ثروت تو فزونى گيرد « 2 » ؛ پس اگر تو پيروز شدى در اين پيروزى ستوده نيستى و اگر هلاك شدى ديگران ( به جاى تو ) دور نمانند « 3 » ؛ هنگامى كه چشمان تو ديدند آنچه دستان تو كردند ، پشيمان شدى امّا مانند پشيمانى آن مرد كسعى « 4 » . » پس از آن عدىّ بن مرينا به اسود گفت : « گرچه به كام خود نرسيدى ، در گرفتن

--> ( 1 ) - يعنى گرچه تو نيز پير و ناتوان گشته‌اى . ( 2 ) - ظاهرا اشاره به مبلغى است كه در زيرنويس 1 صفحهء 335 گفته آمد . در اينجا عدىّ را متهم مىكند كه از اموال كليسا به نفع خود سوء استفاده كرده است . من ترجمهء اين شعر را به قيد احتياط و ترديد مىآورم ولى به هر حال از ترجمه‌اى كه كاترمر و اوالد كرده‌اند قابل‌قبول‌تر است . ( 3 ) - براى مردگان دعا مىكنند و مىگويند « دور مباش ! » ولى در حقّ دشمن مرده چنين دعائى نمىكنند . ( 4 ) - اين سخن مثل معروفى است . گويا اين مرد كار بسيار غير عاقلانه‌اى كرده بود كه جبران آن ديگر امكان نداشت ( رجوع شود به كتب لغت ذيل مادّهء « كسع » و ابن قتيبه ص 297 و غيره ) .