تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
26
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
گرفته است . اما اشتباه بودن اين سخن فورا از آنجا معلوم مىشود كه شاهنامه نه تنها در مطالب اساسى بلكه در جزئيّات و در نظم و ترتيب نيز با منابع قديمتر عربى مطابقت زيادى دارد . مسلّم است كه فردوسى زبان پهلوى نمىدانسته است « 1 » و از عربى نيز اطّلاع چندانى نداشته است . فردوسى منحصرا و يا بيشتر از مآخذ كتبى فارسى استفاده كرده است . مأخذ او بنا به گفتهء مقدّمهء شاهنامهء مذكور در فوق ترجمهاى از خداىنامهء قديم بوده است كه به دستور ابو منصور عبد الرّزّاق بن عبد اللّه ( بن ) فرّخ به عمل آمده بوده است . اين روايت تا اين اندازه مسلّما صحيح است زيرا بيرونى نيز از شاهنامهء ابو منصور بن عبد الرزّاق طوسى سخن گفته است ( صفحات 38 و 116 ) . بنا به مقدّمهء مذكور اين شخص از وزراى يعقوب بن ليث صفّار بوده است و يعقوب او را به اين كار برانگيخته و او آن را به وسيلهء مردى به نام سعود ( ؟ ) بن منصور معمرى ( عمرى ؟ ) با كمك چهار تن از مردان مطلع خراسان و سيستان در سال 360 هجرى انجام داده است . اين تاريخ اشتباه است و به همين جهت بنا به تصحيح مهل بايد مقصود سال 260 باشد . يعقوب در سال 253 هجرى پا به خراسان گذاشت و تا سال 265 هجرى حكومت كرد ( در ژوئن سال 879 م درگذشت ) . بجز اين نكته خبر مذكور متضمّن چند مطلب نادرست ديگر است « 2 » . احتمال نمىرود كه يعقوب جنگجوى خشن كه زندگى خود را پيوسته در ميدانهاى جنگ گذرانيده بود علاقهاى به چنين اقدام ادبى مىداشته ، گرچه قابل تصور است و ممكن است كه يعقوب از اين كار هدف سياسى داشته بوده است . امّا ابو منصور بن عبد الرزّاق اصلا در زمان يعقوب نبوده است بلكه دو يا سه نسل پس از او مىزيسته است زيرا او يا برادر محمد بن عبد الرزّاق طوسى و يا اصلا خود او بوده
--> ( 1 ) - در آن زمان به ندرت كسى جز روحانيان زرتشتى از زبان پهلوى آگاهى داشت . حتّى بيرونى ، دانشمند عاليمقام معاصر فردوسى ، پهلوى نمىدانسته است . حمزهء اصفهانى نيز چندان اطّلاع جدّى از اين زبان نداشته است . ( 2 ) - نسخهء خطى ستراسبورگ نه نام يعقوب ليث را ذكر مىكند و نه سال تاريخ را .