تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
307
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
پدران پرويز از پادشاهان روم مىخواستند نخواهد « 1 » . پرويز از رسيدن اين عدّه بسيار شاد شد و فرمود تا پنج روز بياسودند و بعد ايشان را سان ديد و سركردگانى بر ايشان بگماشت كه از آن جمله ثئودزيوس و سرگيوس و مردى كه با هزار مرد برابر بود نيز بودند . پرويز با اين مردم به راه افتاد تا به آذربايگان رسيد و در بيابانى به نام دنك « 2 » ( ؟ ) فرودآمد . در آنجا بندويه « 3 » و مردى از سپهبذان آن ناحيه به نام موشيل « 4 » با
--> ( 1 ) - قطع اين باج ناروا به حال روميان به هر حال مسلّم بود و بنا بر اين صلح بر پايهء تساوى انجام گرفت ( ثئوفيلاكتوس 15 / 5 ) . بايد متوجّه بود كه در اينجا هم روايت ايرانى سعى دارد كه اين صلح را نوعى عنايت و مرحمت پادشاه خودشان تعبير كند . شايد اين شرط پيش از اين يكبار هم در ضمن عقد و پيمانى مذكور نشده بود . ظاهرا دربارهء تسليم قسمتى از متصرّفات ايران به روم مطلب معيّنى مقرّر نشده بود ، زيرا تسليم دارا و ميّافارقين Martyropolis كه ابن العبرى در تاريخ عربى خود ص 156 ( ميخائيل سورى در ژورنال آزياتيك سال 1848 ج 2 ص 302 و ابن العبرى در تاريخ سريانى ص 97 به جاى آن دارا و رأش عينا نوشتهاند ) ذكر كرده است در جنگ اتّفاق افتاد ( رجوع شود به ثئوفيلاكتوس 15 / 4 و 3 / 5 ) . مورّخين ارمنى متأخّر ، از تسليم نصيبين و قسمت مهمّى از ارمنستان سخن به ميان آوردهاند ( سن مارتين در لوبو ، ج 10 ص 332 و بروسه در مجموعهء تواريخ ارمنى ج 1 ص 76 و 78 ؛ در اين مأخذ اخير اعادهء نصيبين به صراحت ذكر نشده است ) . امّا سكوت ثئوفيلاكتوس و نيز وقايع جنگهاى بعدى كه با تصرّف دارا از طرف ايرانيان آغاز مىشود و از نصيبين سخنى نمىرود ( زيرا اين شهر خود در تصرّف ايرانيان بوده است ) با گفتهء ايشان متناقض است . ارمنيان ، كه اساسا توجّه زيادى به حقيقت ندارند ، به سود خود چنين ديدهاند كه نتيجهء جنگى را كه خود در آن سهمى داشتهاند خيلى مهمّ جلوه دهند . مسعودى مىگويد كه پرويز مىبايست شهرهاى مصر و سوريّه را كه پدربزرگش فتح كرده بود پس بدهد ! فردوسى مىگويد كه همهء فتوحات كواذ و انوشروان دوباره به روميان برگردانده شد . ( 2 ) - اين شكل قطعى نيست امّا كلمهء « دوك » مذكور در شاهنامه حدّ اقلّ حروف غير مصوّت « د » و « ن » و « ك » را كه در متن عربى آمده است تأييد مىكند زيرا « ن » و « و » در خطّ پهلوى داراى يك علامت است . در آذربايجان ممكن است جنگى روى داده باشد زيرا محلّ اجتماع پيروان خسرو در حقيقت در آنجا بوده است ( رجوع شود به ثئوفيلاكتوس 15 / 12 / 4 ) . امّا جنگهاى قطعى در آذربايجان روى نداده بود . ( 3 ) - ثئوفيلاكتوس ( 15 / 4 ) نيز چنين دارد . ( 4 ) - اين همان موشل ماميكنى امير ناحيهء موش است كه از او به نيكى ياد مىكنند و ارمنيان نيز مىگويند كه او خسرو را پذيرفته بود و نيز مطالبى از اين قبيل مىگويند كه البتّه با مبالغات زيادى همراه است ( لانگلوا ج 1 ص 363 به بعد ؛ بروسه در مجموعهء تواريخ ارمنى ج 1