تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
270
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
خراج بر خرمابنانى بود كه در باغى يا نخلستان باشند نه بر خرمابنان پراگنده « 1 » ؛ و نيز هرچه جز اين غلّات هفتگانه بود از خراج معاف داشتند تا معيشت مردم قوّت گيرد « 2 » . اما سرگزيت را بايستى همه بپردازند بجز اشراف و بزرگان و جنگيان و هيربذان و دبيران و هركه ( جز ايشان ) در خدمت پادشاه « 3 » بود ؛ و مردم را به اندازهء كمى و بيشى خواستهشان طبقهبندى « 4 » كردند و بر هر سرى از دوازده و هشت و شش تا چهار درهم گزيت نهادند ؛ و هركه سالش به بيست نرسيده بود و يا از پنجاه گذشته بود از دادن گزيت معاف داشتند . پس صورت آنچه نهاده بودند به خسرو دادند و او آن را بپسنديد و بفرمود كه بر آن عمل كنند و آن را در سال به سه بهر بپردازند « 5 » ، هر بهرى چهار ماه ، و آن را ابراستار ( ؟ ) نام نهادند يعنى « امرى كه همگان آن را بپسندند » ؛ و اين همان است كه عمر بن الخطّاب پس از گشودن شهرهاى ايران
--> ( 1 ) - على ( خليفهء چهارم ) در برداشتن ماليات از نخلهاى منفرد در دستور خود چنين استدلال مىكند كه مردم در حين عبور از آن مىخوردهاند ( و بنا بر اين ارزش ملكى آن چندان مهمّ نبوده است ؛ بلاذرى ، ص 271 ) . ( 2 ) - على صريحا سبزيجات و خيار و كنجد و پنبه را از ماليات معاف داشته بود . به نظر مىرسد كه زراعت اين محصولات به علل وضع خاك و مردم خيلى محدود بوده است و يا در بازار كم عرضه مىشده است ، چنان كه چيز مهمّى از آن به خزانهء دولت عايد نمىشده است . ذكر كنجد ، كه در سرزمين بابل از زمانهاى قديم اهميّت زيادى داشته است به هر حال جالب توجّه است . نيز بايد متوجّه بود كه در يك دولت شرقى با دستگاه دولتى محدود و غير قابل اعتماد ، مصلحت اقتضا مىكرده است كه ميزانها حتّى الامكان ساده باشد . ( 3 ) - بنا بر اين ماليات سرانه از لحاظ نظرى معادل خدمتى بوده است كه طبقات ممتازه به شاه و دين خود انجام مىدادهاند و به همين جهت است كه مردم خيلى جوان و خيلى پير از اين ماليات معاف بودهاند زيرا به طور كلّى نمىتوانستهاند خدمتى انجام دهند . ( 4 ) - طبعا نرخ مالياتى پائينتر ، عامتر نيز بوده است . از اينجا است كه هيوئن ثسانگ چينى ( يادداشتهائى دربارهء ممالك غرب ، ج 2 ص 179 ) مىگويد كه در مملكت ايران هر خانوادهاى براى هر سرى 4 قطعه نقره ماليات مىپردازد . ( 5 ) - دينورى مىگويد كه اين اقساط را به فارسى سمرّك ( به فارسى امروزى سه مرّه ) مىگفتند .