تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

19

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

نيز ، انعكاس مفصّلى از خداىنامهء قديم ديده مىشود كه نشان مىدهد چگونه خواسته‌اند كمبود گزارشها و اخبار واقعى را با شرح پرآب‌وتاب صحنه‌هاى جلوس و خطبه‌هاى تاجگذارى پادشاهان و نظاير آن پنهان سازند . از زمان يزدگرد اول به بعد به طور كلّى اطلاعات خوب و گاهى هم اطّلاعات خيلى خوب در اين كتاب ديده مىشود . امّا اين گزارش تاريخى هميشه واقعيّات محض را نقل نمىكند . در واقع نقل‌كنندگان اين وقايع براى حقيقت ، كه اين‌همه به نحو مبالغه‌آميز از آن ستايش مىكنند ، علاقهء چندانى نداشته‌اند . خداينامه و كتب نزديك به آن خطابى و دور از بىطرفى « 1 » بوده‌اند . صفت خطابى اين كتب در كتب عربى ، با آنكه خيلى خلاصه شده است ، منعكس است . شاهدى براى اين مطلب از كتب قديم در كتاب البيان و التبيين جاحظ ( متوفى در حدود سال 869 م ) آمده است . قسمت مربوط به آن را آقاى بارون فن‌روزن از راه محبت و دوستى از روى نسخهء خطى پترسبورگ براى من فرستاده است . در اينجا شعوبيّه ( ايرانيانى كه مسلمان بوده‌اند ولى ايرانيان را از عرب‌ها برتر شمرده‌اند ) مىگويند : « هركس نيازمند عقل و ادب و علم به مراتب و عبرت‌ها و كيفرها و الفاظ بلند و معانى شريف است به كتاب « شرح حال پادشاهان » نظر افگند . . . » « شرح حال پادشاهان » را عرب‌ها به تاريخ پادشاهان ايرانى كه از پهلوى به عربى ترجمه شده بود « سير الملوك » مىخواندند . ( نيز مقايسه شود با آنچه حمزهء اصفهانى ص 63 دربارهء كتب تاريخ پادشاهان ايران گفته است ) « 2 » . يك‌طرفى بودن اين روايت ايرانى را در قسمت‌هاى آينده در ضمن تعليقات متعدد نشان داده‌ام . اخبار خداينامه طرفدار پادشاهان و قانونى بودن سلطنت ايشان است

--> ( 1 ) - من در اينجا و در مطالب بعدى فقط به تاريخ ساسانيان نظر داشته‌ام . با اين همه بيشتر اين ملاحظات قسمت‌هاى جلوتر را نيز كه دربارهء تاريخ قديم‌تر ايران است و مورخان عرب و فردوسى آن را در آثار خود منعكس كرده‌اند شامل مىشود . ( 2 ) - متأخران چيزهاى ديگرى از اين قبيل نيز افزوده‌اند . مثلا مقايسه شود با نوشته‌هاى سنگ قبور پادشاهان كه حمزهء اصفهانى بعضى از آنها را گزارش داده است ؛ نيز مقايسه شود با مسعودى ج 2 ص 239 .