تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

249

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

يا سنديان « 1 » ؟ » سيف گفت : « حبشيان ، و من به سوى تو آمده‌ام تا مرا يارى دهى و ايشان را از خاك من بيرون كنى و تو خود مالك آن سرزمين شوى ؛ زيرا تو بر ما پسنديده‌تر از ايشانى . » خسرو گفت : « سرزمين تو از ما خيلى دور است و خير آن كم است و چيزى جز شتر و گوسفند در آن يافت نشود و ما را به آن نيازى نيست . من نمىتوانم هيچ سپاه ايرانى را در آنجا به خطر بيندازم ؛ مرا به آن حاجتى نيست . » پس بفرمود تا ده هزار درهم پر به او دادند و لباس خوبى به او پوشاندند . سيف آن مال برگرفت و بيرون شد و آن را در ميان مردم بپراگند چنان كه بندگان و كنيزان و كودكان آن را از هم مىربودند ؛ اين خبر بىدرنگ پيش خسرو بردند و گفتند : « اين مرد عرب مالى را كه به او بخشيده‌اى ميان مردم مىپراگند و بندگان و كنيزان و كودكان آن را از هم مىربايند . » خسرو گفت : « اين مرد را كارى هست ، او را پيش من بياوريد . » او را پيش خسرو بردند و خسرو روى به او كرد و گفت : « تو بخشش پادشاه را ميان مردم مىپراگنى ؟ » سيف گفت : « من با بخشش پادشاه جز آن چه مىتوانستم كرد ؟ كوههاى مملكت من همه زر و سيم است . » او مىخواست پادشاه را با اين سخن سر رغبت آورد ؛ زيرا پادشاه در سرزمين او به چشم خردى نگريسته « 2 » بود . پس گفت : « من براى آن پيش پادشاه آمده‌ام كه ستم از من بگرداند و اين خوارى از ما بازگيرد . » خسرو گفت : « اينجا بمان تا در كار تو بنگرم » و سيف آنجا بماند . خسرو مرزبانان و خردمندان را كه در كارها با ايشان مشورت كردى پيش خود خواند و گفت : « در كار

--> ( 1 ) - يعنى آيا مقصود سياهان آفريقا است يا سياهان هند ( دربارهء سند رجوع شود به زيرنويس شمارهء 1 صفحهء 98 ، فصل سوّم و زيرنويس شمارهء 1 صفحهء 137 ، فصل چهارم ) . از حبشيان و مردم زمين‌هاى مجاور آن به غلط به « هندى » تعبير مىشد كه مايهء خلط و اشتباه زياد شده است . اين اشتباه از آنجا ناشى شده است كه ايرانيان سياهان را به نام قوم تيره رنگ هند كه از مدّتها پيش با ايشان آشنا بودند « هندى » مىخواندند . » اين استعمال از راه زبان سريانى به مغرب زمين نيز رسيده است . ( 2 ) - براى جلوه‌گر ساختن ثروت يمن در نظر پادشاه نيازمند به پول مملكت فقير ايران . دربارهء ثروت يمن چه در ايران و چه در اروپا تصوّرات مبالغه‌آميزى داشته‌اند ؛ بنا بر اين ، توصيف سيف ذى يزن براى پادشاه ايران بايستى خيلى جالب و فريبنده باشد .