تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
245
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
به زمين چسبيد و به حرم گستاخى نكرد ، به در جست امّا پيل ديگر كه جرأت كرد روى به حرم نهد از آن سنگها خورد و زخمى شد . گويند با ايشان سيزده پيل بود . عبد المطّلب از حرى پائين آمد ؛ دو تن از حبشيان پيش او رفتند و سر او ببوسيدند و گفتند : « تو بهتر از همه مىدانستى « 1 » . » خبر داد ما را ابن حميد و او از سلمه و او از ابن اسحاق و او از يعقوب بن عتبة بن مغيرة بن اخنس و او گفت : « نخستين بار كه حصبه و آبله در زمين عرب پيدا شد در آن سال بود و نيز نخستين بار بود كه درختان تلخ حرمل و حنظل و عشر « 2 » در آن سال ديده شد .
--> به گفتهء پركپ ( جنگ ايران 20 / 1 ) ابرهه مسلّما به يمن بازگشته است . در ديوان هذليّين ( ص 112 به بعد ) شاهد باارزشى براى اين گفتهء پركپ در دست داريم . به موجب آن مردم قبيلهء هذيل از سپاهيان فرارى حبشه اسراى زيادى گرفتند ؛ امّا ابرهه در بازگشت خود از تمام قبايل كنانه گروگانهائى گرفته بود . خويلد بن واثلهء هذلى كه نام او پيش از اين در اين متن آمده است ، پيش ابرهه رفت تا گروگانها را پس بگيرد و زمانى با پادشاه معامله مىكرده است . شواهد شعرى كه اصالتش مسلّم است اين مطلب را تأييد مىكند . از اينجا معلوم مىشود كه 1 - ابرهه به هنگام بازگشت به قدر كافى نيرومند بوده است كه بتواند خود را با گرفتن گروگان تا اندازهاى از حملات اعراب بدوى حفظ كند ؛ 2 - ابرهه پس از اين لشكركشى به يمن بازگشته و زمانى در آنجا سلطنت كرده است . در اشعار مربوط به اين لشكركشى كه در كتاب ابن هشام و ازرقى آمده است مطلب قابل استفادهء زيادى نيست ؛ امّا جالب توجّه است كه در تأييد شعر اميّة بن ابى الصّلت كه از اين پيش مذكور افتاد شعر ديگرى از ابن الزّبعرى كه از مخالفين محمّد ( ص ) بوده است در دست است ( ابن هشام ص 39 س 3 ) : « شصت هزار تن از شما ( حبشيان ) به وطن خود بازنگشتند و بيماران شما پس از بازگشت روى زندگى را نديدند » . اين شعر را مىتوان اشارهاى به بيمارى حصبه و آبله دانست . ( 1 ) - ازرقى ( ص 97 ) گويد كه بسيارى از فراريان سپاه حبشه و همراهان ايشان در مكّه ماندند و به كارگرى و شترچرانى مشغول شدند . اين معنى را مىتوان باور كرد . امّا خبر ديگرى كه مىگويد عايشه ( متولّد در 610 م ) دو تن از پيلبانان را ، كه كور شده بودند و گدائى مىكردند ، بازشناخته بود صحيح نيست ( ازرقى ص 98 و 103 ) . ( 2 ) - اين قسمت اخير روايت سادهلوحانه است زيرا رستنىهاى تلخ مذكور از نباتات اصيل بيابان است . خبر ديگرى هست كه در سستى كمتر از آن نيست و آن اينكه به گفتهء بعضى از مكّيان كبوتران مكّه از تخم « ابابيل » هستند ، يعنى دسته مرغانى كه سپاهيان حبشه را نابود كردند ( ازرقى ص 98 ) .