تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

242

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

نجاشى ، ارياط ابو ضخم « 1 » را با چهار تن به يمن فرستاد و او آن ولايت را بگرفت و در زير فرمان خود درآورد . ارياط به اميران مال مىبخشيد ولى درويشان را خوار مىداشت . مردى از حبشيان به نام ابرهه اشرم ابو يكسوم برخاست و مردم را به طاعت خود خواند و ايشان بپذيرفتند و او ارياط را كشت و يمن را زير فرمان خود درآورد « 2 » . ابرهه به هنگام حجّ ديد كه مردم خود را براى رفتن به خانهء خدا آماده مىكنند و پرسيد كه « اين مردم به كجا مىروند ؟ » در پاسخ گفتند : « به خانهء خدا كه در مكّه است . » ابرهه پرسيد : « آن خانه را از چه ساخته‌اند ؟ » گفتند : « از سنگ . » پرسيد كه : « پوشش آن از چيست ؟ » گفتند : « از پارچه‌هاى راه‌راه اينجا . » « 3 » ابرهه گفت : « به مسيح سوگند ، كه من براى شما خانه‌اى بهتر از آن خواهم ساخت » . پس براى ايشان خانه‌اى از مرمر سفيد و سرخ و زرد و سياه بساخت و آن را با زر و سيم بياراست و در آن گوهرها بنشاند . درهائى ساخت و روى آن را با ورق‌هاى زرّين بپوشاند و ميخ‌هاى زرّين در آن بكوفت و ميان آن ورق‌ها گوهرها بنشاند و ياقوت دانه‌اى بزرگ در آن بگذاشت . در آن كليسا نهان‌خانه‌اى بساخت كه در آن صندل مىسوختند و ديوارهاى آن را با مشك بيندود چندان كه سياهى آن گوهرها را بپوشاند « 4 » . پس بفرمود تا مردم به زيارت آن رفتند و بسيارى از قبايل عرب سالها آن خانه را زيارت كردند و مردانى براى پرستش خدا و گزاردن مراسم دين در آن خانه

--> است ( متوفى در 822 م ) . ( 1 ) - صحيح يا ضحم است و يا صحم نه ابن اضحم چنان كه در ZDMG ج 31 ص 68 آمده است و نه ابو اصحم چنان كه در اغانى ج 16 ص 72 مذكور است . موردتمان ( پسر ) آن را تركيبى از الاصحم ، نام پادشاه حبشه ، مىداند . ارياط ظاهرا از خانوادهء پادشاهى اكسوم بوده است ( رجوع شود به حاشيهء شماره 4 صفحهء 218 . از همين فصل ) . ( 2 ) - خلاصه‌ايست از روايتى كه در زيرنويس شماره 2 صفحهء 228 همين فصل از آن بحث كرده‌ايم . ( 3 ) - يمن كالاهاى دستى بهترى براى مردم عربستان تهيّه مىكرده است . ( 4 ) - ظاهرا اين توصيف خيالى است . به هر حال بنائى با اين وصف حاكى از ذوق وحشيانهء حبشىها است .