تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
198
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
بيست و چهارم پادشاهى او از مادر بزاد و در سال چهل و دوّم پادشاهى او وفات يافت « 1 » . هشام گويد : چون كار انوشروان نيرو گرفت كس به سوى منذر بن نعمان اكبر ، كه مادرش ماء السّماء از قبيلهء نمر بود ، فرستاد و او را بر حيره و بر ناحيهاى كه آل حارث بن عمرو آكل المرار « 2 » بر آن حكومت مىكردند ، پادشاه كرد و او تا دم مرگ پادشاه آنجا بود « 3 » . نيز هشام گويد : انوشروان با قوم بر جان « 4 » جنگيد ؛ پس بازگشت و دروازههاى بزرگ ( قفقاز ) را بساخت « 5 » . تاريخ حيره هشام گويد « 6 » : پادشاه عرب از طرف پادشاهان ايران ، پس از اسود بن المنذر ، برادر او منذر بن منذر بن نعمان بود ، كه مادرش هرّ دختر نعمان بود ، و او هفت سال
--> ( 1 ) - اين قسمت در طبرى خيلى درهم و آشفته است . ( 2 ) - مرار گياه تلخى است . علّت اينكه به اين پادشاه كندى « خورندهء مرار » لقب دادهاند به درستى معلوم نيست . ( 3 ) - رجوع شود به مطالب آينده . ( 4 ) - مقصود بلغارهاى ساكن اطراف رودخانهء ولگا است . طبيعى است كه اين مطلب افسانه است . ( 5 ) - يعنى دربند . بلاذرى ( ص 194 ) اخبار بسيار خوبى دربارهء بناها و استحكامات قفقاز دارد ( نيز رجوع شود به حمزه ص 57 ؛ مسعودى ج 2 ص 2 و 196 به بعد ؛ ياقوت ج 1 ص 439 ؛ اين خرداذبه ص 123 ) . دربارهء آن مبالغه و بىدقّتى زياد است . داستان شاهزاده خانم دروغى و ريشخند كردن پادشاه خزر را كه در اينجا ذكر مىشود پريسكوس ( فصل 33 ؛ ديندروف ص 344 ) به پيروز پادشاه كيداريان ( هيتالان ) نسبت مىدهد . اين داستان بدين جهت به خسرو نسبت داده شده است كه خسرو در حقيقت دختر خاقان را گرفته بود و پادشاه خزر را بارها به عنوان پادشاه تركان ذكر كردهاند ( حتّى بلاذرى ) . ( 6 ) - دنبالهء فهرست خود هشام ( رجوع شود به مطالب گذشته در شرح سلطنت پيروز ) .