تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

189

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

نيرومندتر بود و سپاه فراوان داشت و او همان است كه با ورز ( ؟ ) پادشاه بجنگيد . سنجبو ، بىآنكه از فزونى و توانائى هيتالان بيمى به خود راه دهد ، پادشاه ايشان را كشته و همهء خواستهء ايشان را گرفته بود و بر سر تا سر بلاد ايشان ، بجز قسمتى كه به دست خسرو افتاده بود دست يافته بود « 1 » . خاقان ابخاز و بنجر ( ؟ ) و بلنجر را به طاعت خود خواند و ايشان تن در دادند و گفتند كه پادشاهان ايران پيوسته مالى

--> ( 1 ) - ما از روى گفتهء مناندر پروتكتور اطّلاعات نسبة بهترى دربارهء سقوط دولت هيتال به دست سيلزيبول ( سنجبو ) و قوم ترك در دست داريم ؛ نيز مقايسه شود با ثئوفانس بيزانسى ( Photius ) و ثئوفيلاكتوس 7 / 7 ( كه در نتيجهء اشتباهى اين واقعه را در تاريخى ديرتر مىداند ) . دينورى مىگويد كه خسرو تخارستان و زابلستان و كابلستان ( رجوع شود به زيرنويس شماره 1 صفحه 187 ) و چغانيان ( واقع در آن سوى رود جيحون ) را از هيتالان گرفت و سنجبو شاش و فرغانه و سمرقند و كاش و نسف ( نخشب ) را تا بخارا ( و بدين ترتيب قسمت عمدهء ماوراءالنّهر را ) تصرّف كرد ، ولى خسرو پسر خود هرمزد را به سوى خاقان فرستاد و خاقان از آن پس نواحى مزبور را تخليه كرد . در گزارش‌هاى موازى آينده نيز آمده است كه خسرو ماوراءالنّهر را تصرّف كرده بود ولى اين مطلب چنان كه از گفتهء مناندر پروتكتور برمىآيد درست نيست . به گفتهء او « سغدىهاى ساكن سغد » قلب ماوراءالنّهر ، پس از سقوط هيتالان زيردست تركان رفته‌اند . نه تنها وضع دورهء فتوحات اسلامى مؤيّد اين مطلب است ، بلكه در زمانى پيش از آن نيز هيوئن ثسانگ Hiouen - Thsang در سرتاسر اين منطقه به دولت‌هاى ترك و اقوام وحشى ديگر برخورده است ؛ در هيچ جاى ماوراءالنّهر اثرى از حكومت ايرانيان نبوده است . گويا خسرو ، هنگامى كه سلزبول ( سنجبو ) از شمال به هيتالان مىتاخته است ، تا بلخ و تخارستان پيش رفته بوده است . پس از آن اين دو فاتح چنان به هم نزديك شده‌اند كه به ناچار به جنگ برخاسته‌اند .