تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
183
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
به كسانى كه پيش ايشان بودند ( كارداران پائينتر ) نامهاى بنوشت . نامهاى كه به پاذوسپان آذربايگان نوشته بود چنين است : « به نام خداوند بخشايندهء مهربان « 1 » ! از پادشاه خسرو به زاذويهء ( ؟ ) نخورگان « 2 » ، پاذوسپان آذربايگان و ارمنستان ( و آنچه
--> پس از سقوط شاهنشاهى ساسانى در اين كوهستانها مسكن گزيده باشند . ( 1 ) - اين عبارت اسلامى است . ما نمىدانيم كه در زمان ساسانيان همان عبارتى را كه بعدها استعمال شده است به كار مىبردهاند يا نه : « به نام آفرينندهء ( جهان ) اهرمزد باشكوه » . ( 2 ) - عنوان و يا نام خاندانى است كه بسيار ذكر آن به ميان مىآيد و در يونانى نخرگان ( آگاثياس 2 / 3 ) و ديگران - ( مناذر پروتكتور فصل 11 ) نوشته مىشود ؛ و نيز مبدس Mebodes ( مهبذ ) « سناخوئروگان » ( مناندر فصل 42 ) - « سرنخرگانس » ( ثئوفيلاكتوس 15 / 3 ) كه كلمهء « سر » به معنى رئيس بر سر كلمه اضافه شده است . عربها النّخير جان مىنويسند ( بلاذرى ص 262 ؛ ابن الاثير ج 2 ص 394 ؛ حمزه ص 112 ( نسخهء ليدن ) و غيره ) ؛ دينورى النّخار جان آورده است . از اين كلمه است ده نخير جان ( ياقوت ج 2 ص 425 س 1 ؛ در المشترك ده خرّقان ؛ داخرقان مذكور در اصطخرى ( ص 181 ) و ديگر كتب جغرافيائى . خرّقان فقط در اصطخرى ( ص 194 س 7 ) و كتب جغرافيائى ديگر و در ياقوت و ابن الاثير ( ج 10 ص 195 و ج 12 ص 72 ) . ده خوارقان مذكور در كاترمر در جامع التواريخ ( ص 416 ) ؛ دهخواركان مذكور در خود متن جامع التواريخ ( در همان صفحه ) كه هنوز هم Dehkherkan و Dehkherkan ناميده مىشود ( نزديك درياچهء ارميه ) . و نيز گويا « Nihoragan » مذكور در فاوستوس ( لانگلوا ج 1 ص 266 ) و نخر Nikhor هاى متعدّد نويسندگان ارمنى به همين عنوان مربوط باشند . از ملاحظهء اين همه صورتهاى مختلف اين حدس پيش مىآيد كه هجاى دوّم كلمه گويا « chw خو با واو معدوله » تلفّظ مىشده است . بناى كلمه بايد از قبيل نسبت به آباء باشد ( يعنى « آن » به « اك - در فارسى امروز فتحهء آخر كلمه كه با هاى غير ملفوظ نشان داده مىشود » افزوده شده است ) . مؤيّد اين معنى آن است كه فردوسى در شرح حال خسرو دوّم چندين بار نخواره ( به وزن - - U و يا نخوار ( در قافيه به وزن - U ص 2020 ) آورده است ( و چنين است نام يكى از پهلوانان زمان كيخسرو ) و خزانهدار خسرو دوّم « پسر نخواره » نام دارد ( فردوسى ص 1950 ) و همين نام را ياقوت ( ج 2 ص 425 س 2 ) نخيرجان ناميده است . وجه اشتقاق آن به درستى معلوم نيست ؛ شايد نخوار ( در جمع نخاوره ) مذكور در ابن هشام ( ص 45 س 15 ؛ رجوع شود به حاشيهء آن ) به معنى « امير » يا « حاكم » نيز همين كلمهء ما نحن فيه باشد كه شاعرى آن را از پارسى به عربى آورده است . شعراى عرب اشعار خود را با چنين القاب پرطمطراق خارجى زينت مىدادهاند .