تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

177

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

سپاهى بزرگ به سرزمين معدّ « 1 » ، در حيره و اطراف آن ، بفرستاد و او آهنگ نعمان بن امرئ القيس بن شقيقه « 2 » كرد و با او بجنگيد و او را با عدّه‌اى از خويشاوندانش بكشت و ياران او را بگريزانيد . اما منذر پسر نعمان بزرگ كه مادرش ماء السّماء زنى از قبيلهء نمير ، بود از دست او بگريخت . بدين گونه پادشاهى از دست خاندان نعمان بيرون شد و هرچه داشتند به دست حارث بن عمرو الكندى افتاد . « 3 » » از هشام بن محمد به من چنين رسيده است : چون حارث بن عمرو بن حجر بن عدىّ الكندى به نعمان بن منذر بن امرئ القيس « 4 » برخورد و او را بكشت و منذر پسر نعمان بزرگ از دست او بگريخت و حارث بن عمرو الكندىّ بر آنچه او داشت دست يافت . كواذ پسر پيروز پادشاه ايران كس پيش او فرستاد و گفت : « ميان ما و پادشاهى كه پيش از

--> شماره 3 صفحه 161 ) . پيش از آن داستانى كوتاه و غير تاريخى از تبّع ( پادشاه حميرى يمن - عربستان جنوب غربى ) آمده است كه هيچ ارتباط حقيقى با تاريخ حيره ندارد . داستان فرستادن حارث نيز از جملهء افسانه‌هاى زيادى است كه يمنىهاى متأخّر جعل كرده‌اند تا چيزى در برابر فتوحات عظيم عرب‌هاى عربستان مركزى داشته باشند . البتّه امراى كنده ، كه حارث نيز يكى از ايشان است ، گاهى به نوعى تبعيّت از امراى محلّى يمن و نيز بعدها از فاتحان حبشى ، تن در داده‌اند ، امّا اين معنى نمىتواند دربارهء آن افراد اين خاندان ، منقسم به شعبات زياد ، كه محلّ كرّ و فرّ ايشان عربستان شمالى بوده است ، صادق آيد . ( 1 ) - يكى از نامهائى است كه عدهء زيادى از طوائف و قبائل عرب را در برمىگيرد . ( 2 ) - بنا بر اين اين شخص همان نعمانى است كه پيش از منذر اوّل در زمان يزدگرد اوّل سلطنت كرده است و منذر فرارى همان كسى مىشود كه بهرام گور را به تخت سلطنت نشانده بود ولى اين قصّه او را منذر دوّم معرّفى كرده است و از اين راه لا اقلّ صدسال تفاوت تاريخى ميان حارث كندى و دشمن او بر طرف شده است . ( 3 ) - اين قصّه با گزارش نارسائى كه هشام داده است بسيار متناقض مىنمايد ( رجوع شود به مطالب گذشته و آينده ) . خود هشام نيز به سختى مىتواند آن را تصويب كند . امّا من نمىخواهم از او زياد انتقاد كنم زيرا او خيال مىكرده است كه خبر خود را از منابع خوب گرفته است . ابن قتيبه ( ص 318 ) همين داستان را با همين نامها آورده است امّا آن را به نحو ديگرى تعديل كرده است . حارث از غسّانيان است . شخص بعدى را درست پس از شخص قبلى آورده‌اند و از اين روى صدسال اختلاف را ناديده گرفته‌اند . وضع حقيقى تاريخى را ما در آينده ضمن بحث از فهرست هشام مورد مذاكره قرار خواهيم داد . ( 4 ) - اشتباه است .